بسم الله الرحمن الرحیم
ماه شوال آغاز سال تحصيلي مدارس ديني اهل سنت بشمار ميرود و هر ساله مدارس ديني پس از ثبت نام و كارهاي مقدماتي در اين ماه شروع سال تحصيلي جديد را اعلام مينمايند.
اين مسئله نگارنده را بر آن داشت تا سطوري چند در اين مورد به رشتهي تحرير در آورد. مسئلهي مورد بحث ما تفاوت ميان طلاب در مدارس ديني است اين تفاوت را از سه جهت ميتوان مورد بررسي قرار دادكه عبارتاند از:
1- تفاوت سِنّي 2- تفاوت علمي 3- تفاوت فرهنگي
تفاوت سِنّي:
چون در مدارس ديني محدوديت سني وجود ندارد و مسئولان ثبت نام ملزم به رعايت اين اصل نيستند بسيار مشاهده ميشود كه تفاوت سني ميان دانشاموزان يك كلاس بسيار زياد است و گاهي به ده سال نيز ميرسد آنچه مسلم است اين است كه نوع احساسات و عواطف انسان در سنين مختلف، نتفاوت است و با تغيير سن اخساسات و خواستههاي انسان نيز تغيير ميكند، پس نوع خواسته و نياز طلبهي ده ساله بسيار متفاوتتر از طلبهي بيست ساله است و چون اين هر دو گروه در يك زمان و يك كلاس در مقابل يك استاد قرار ميگيرند براي استاد مشكلاتي بوجود ميآيد زيرا استاد بايد در يك زمان دو يا چند گروه متفاوت را در نظر داشته و صحبت كند و همه را راضي كند يا به تعبيري ديگر به خواسته و نياز همه در يك زمان پاسخ دهد كه به نظر نميرسد كار آساني باشد.
تفاوت علمي:
منظور ما از تفاوت علمي سطح سواد و آگاهي طلاب است، چون در اكثر مدارس ديني، مسئولين محترم ثبتنام ملزم به رعايت اصلي در مورد سواد نيستند و سعي ميكنند حتي المقدور از تمامي داوطلبين ثبتنام بعمل آورند (كه البته علت آن نيز لزوم يادگيري تعاليم مذهبي براي همه افراد اجتماع اعم از باسواد و بيسواد است) همين مسئله باعث ميشود كه گاهي تفاوت تحصيلات دولتي ميان دانشآموزان يك كلاس خيلي زياد شود.
مشكلي كه اين مسئله به دنبال دارد اين است كه نوع رفتار، صحبت، انتخاب مطالب و حتي نوع لهجهي استاد بايد مطابق با شرايط سني و علمي دانشاموزان باشد اما در صورت وجود داشتن مسئلهي فوق براي استاد مشكل پيش خواهد آمد زيرا اشباع نمودن افرادي كه از نظر علمي با هم تفاوت دارند آن هم در يك كلاس و يك درس كاريست بس مشكل.
تفاوت فرهنگي:
توضيح مطلب اينكه چون در ديگر مناطق ايران كمبود مدارس ديني اهلسنت وجود دارد لذا طلاب مناطق مختلف ايران براي كسب علوم ديني به استان ما سرازير ميشوند – كه اين مسئله براي ما بسيار خوشحال كننده است – و در مدارس اين استان مشغول تحصيل ميشوند. به همين علت مشاهده ميشود كه در يك حوزهي علميه اقوام مختلفي اعم از بلوچ، خراساني، كُرد، بندري، تركمن، تالشي و غيره وجود دارند. تجمع افرادي با قوميتهاي مختلف كه داراي فرهنگها و باورهاي مختلفياند گرچه در دراز مدت ميتواند باعث تعميق دوستي و محبت بشود اما در كوتاه مدت ميتواند مشكلاتي بهمراه داشته باشد و مسئله برخورد فرهنگ را بوجود بياورد البته اگر منظور ما از برخورد فرهنگها، نزاع افراد بر سر باورهاي قومي و منطقهاي تعبير شود و اين مسئله زماني بيشتر نمود پيدا ميكند كه طلاب از باورها و اعتقادات يكديگر آگاهي نداشته باشند. به هر حال هر منطقه داراي يك فرهنگ خاصي است كه بايد بدان احترام گذاشت، در اين مورد نقش استاد بسيار حساس است هم در راهنمائي طلاب و هم در مورد خودش، زيرا وي بايد حتي هنگام درس طوري محبت كند كه سوء تفاهمي پيش نيايد و خداي ناكرده عدهاي يا قومي صحبت وي را توهين به فرهنگ خويش تلقي ننمايد زيرا اين مسئله ميتواند موجبات رنجيدگي خاطر آنها را فراهم آورد و حتي ممكن است باعث شود در ادامه تحصيل با مشكل مواجه شوند و يا منجر به انصراف از ادامهي تحصيل شود كه اين مسئله خلاف آن چيزي است كه علماي بزرگوار و صاحبان مدارس خواهان آناند.
اينها مسايلياند كه بعضاً در تمامي مدارس كم و بيش وجود دارند لهذا علماي بزرگوار بايد طوري برنامهريزي كنند كه مشكلاتي بوجود نيايد. اگراساتيد بزرگوار زندگي پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم را در تعليم سرمشق و الگوي خود بدانند – كه قطعاً همين طور است - با يك بررسي گذرا به زندگي و نوع رفتار آنحضرت صلی الله علیه و سلم در مواجهه با مسايل مورد بحث در مييابيم كه آنحضرت صلی الله علیه و سلم براي اين نوع مسايل كاملاً برنامهريزي شده عمل ميكرد و اين يكي از رازهاي موفقيت آنحضرت صلی الله علیه و سلم در تبليغ است. بطور مثال نوع رفتار و گفتار آنحضرت صلی الله علیه و سلمبا افراد كم سن و سالي چون انس بن مالك، عبدالله بن عمر، عبدالله بن عباس و حضرات حسنين رضی الله عنهم متفاوت از نوع رفتار آنحضرت صلی الله علیه و سلمبا افرادي چون خلفاي اربعه و صحابه بزرگسال است يعني رعايت مسئلهي تفاوت سني توسط آنحضرت صلی الله علیه و سلم و يا نوع گفتار آنحضرت صلی الله علیه و سلم با افراد باديهنشين و يا پيرزنان و پيرمردان بزرگسال با نوع بيان و گفتار آنجناب با صحابههايي چون عشرهي مبشره كه از نظر ذهن و ذكاوت و علم در سطح بسيار بالايي قرار داشتند بسيار متفاوت است يعني مسئلهي تفاوت علمي توسط آنحضرت صلی الله علیه و سلم كاملاً مراعات ميشود.
و همچنين طرز برخورد آنحضرت صلی الله علیه و سلم با سفراي قريش در زمان صلح حديبيه چنان زيركانه بود كه سفرا يكي پس از ديگري بجاي جانبداري از قريش شروع به طرفداري از آنحضرت صلی الله علیه و سلم ميكردند و اين هم باين دليل بود كه آنحضرت صلی الله علیه و سلم به باورها و فرهنگهاي آنان احترام ميگذاشت در واقع اگر از منظر روان شناسي به آنحضرت صلی الله علیه و سلم نگريسته شود معلوم ميشود كه وي در اين علم نابغهي بيهمتايي است. پس شايسته است علما كه وارثان آنحضرت صلی الله علیه و سلم هستند به اين مسايل نيز توجه كنند و در مدارس و حتي رفتار با عموم مردم با توجه به تفاوتهاي موجود برنامه ريزي و عمل كنند.
والسلام

