تبليغاتX
نغمه توحید

بيان پنجم

مشركين مكه داراي اين عقيده بودند كه فقط الله تعالى مالك تمامي عالم علو و علويات يعني عرش، كرسي، هفت آسمان، ستاره‏ها، ملائكه، بهشت و دوزخ است و هيچ هستي ديگري به طور ذاتي و عطائي مالك و متصرف نيست. همانگونه كه قرآن كريم مي‏فرمايد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط طالب العلم در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 9:38 |

توحيد در تصرف

توحيد در تصرف بر دو نوع است:

1- توحيد في تدبير الامور العظام: يعني انجام كارهاي مهم و بزرگ مانند تصرف شب و روز، آوردن نزول باران و غيره. اين قبيل امور را فقط الله تعالى انجام مي‏دهد.

2- توحيد في تدبير الامور الحقيره: يعني امور كوچك و عادي جهان را نيز خداوند انجام مي‏دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط طالب العلم در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 و ساعت 10:32 |
درجه اول توحید و ملت اسلامی

این عقیده قطعی و لا یتغیر مسلمانان است،كه به استثناي خداوند ،كليه اشياء در فنا و عدم محض و مصداق كامل لم يكن شيئا مذكورا بوده اند و الله تعالي تمام هستي و اشياء عالم را به قدرت كامله خود پيدا كرده است،قديم و واجب الوجود ،فقط ذات اوست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط طالب العلم در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 8:29 |
عنوان دوم

راه نجات

مراحل چهار گانه توحید،تشريح گرديد و در نتيجه بر هر فرد مسلمان و مومن واجب است كه درجات چهارگانه توحيد را بداند و به آنها معتقد باشد.هر كسي كه هر چهار درجه توحيد را به طور كامل بپذيرد موحد است و اگر يكي از چهار درجه توحيد را قبول نكند،دچار شرك ميگردد و مشرك ناميده ميشود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط طالب العلم در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 10:35 |
توحيد در خالقيت

صفت خالقيت يعني داشتن توانايي نا محدود براي خلق جهان و كاينات. اين صفت بطور انحصاري مختص خداوند است و جز خدا هيچ هستي ديگري داراي قدرت خالقيت نيست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط طالب العلم در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 9:31 |

الحمد لله رب العلمين والعاقبة للمتقين والصلوة والسلام علي سيدالرسل و خاتم النبيين و علي آله و اصحابه اجمعين.

اللهم ارنا الحق حقا وارزقنا اتباعه و أرنا الباطل باطلا و ارزقنا اجتنابه برحمتك يا ارحم الراحمين.

 

عنـوان اول

 

تـوحيــد

 

معني لغوي توحيد يكتا قرار دادن، يكتا اَنگاشتن، خدا را يگانه دانستن و به يگانگي خدا ايمان آوردن  است اين كلمه در زبان عربي صبغه‌ي (رنگ) خاصي دارد. يعني در واجب الوجود و قديم بودن ،الله تعالي را يگانه دانستن و بجز ذات الهي هر چيز (هر آنچه كه باشد) را از هر نظر كه ممكن،حادث،فاني و موجود بعد از عدم دانستن.

توحيد اولين و مهم‏ترين ركن ركين مباني اعتقادي مسلمانان مي‏باشد، لذا براي شناخت مفاهيم متنوع آن با استفاده از مأخذهاي معتبر اسلامي، نسبت به تبيين معني و مراد آن پرداخته مي‏شود.

چنانچه علامه شاه ولي الله رحمه الله عليه (از دانشمندان مشهور شبه قاره هند) توحيد را به چهار درجه تقسيم مي‏فرمايد:

«و اعلم ان للتوحيد اربع مراتب:

إحداها: حصر وجوب الوجود فيه تعالي، فلا يكون غيره واجباً.

والثانية: حصر خلق العرش و السموات و الأرض و سائر الجواهر فيه تعالي.

والثالثة: حصر تدبير السموات و الأرض و ما بينهما فيه تعالي.

والرابعة: أنه لايستحق غيره العبادة».

حجةالله البالغة: ج1 ص114

 

و بدان كه براي توحيد چهار مرتبه است.

1- حصر وجوب وجود، در ذات او تبارك و تعالي غير از او واجب الوجودي نيست.

2- حصر خلق عرش، آسمانها، زمين و ساير جواهر، در ذات او تبارك و تعالي.

3- حصر تدبير آسمانها، زمين و آنچه بين آنهاست در ذات او تعالي.

4- كسي جز او شايسته و سزاوار عبادت نيست.

1-‌ توحيد در وجوب الوجود  

2-‌ توحيد در خالقيت 

3-‌ توحيد در تصرف و تدبير

4-‌ توحيد در الوهيت و معبوديت

مرتبه اول

توحيد در وجوب الوجود

واجب الوجود بودن ذات باريتعالى از صفات ثبوتيه او مي‏باشد، يعني خداوند قديم است و علاوه بر اين، صفت وجوب الوجود مختص و منحصر به پروردگار است بنابر اين ساير موجودات عالم هستي فاقد صفت وجوب الوجود هستند، آنها حادث، ممكن و فاني‌اند.

وجود بر سه قسم است:

الف) واجب الوجود

ب) ممكن الوجود

ج) ممتنع الوجود

الف) واجب الوجود: بودن واجب الوجود امري است ضروري و حتمي, چون واجب الوجود ناظم و هماهنگ كننده كليه امور كاينات است و بدون وجود او نظمي در جهان و به عبارت صريحه، جهاني باقي نمي‏ماند، در نتيجه، عدم واجب الوجود محال است.

 

ب) ممكن الوجود: اشياء و موجودات مانند انسان و حيوان حادث و فاني هستند زيرا از ماده تشكيل شده به وجود آمده ومي‏آيند و از بين مي‏روند يعني در چرخه كون و فساد قرار دارند، ماده و اعراض، ممكن الوجود مي‏باشند. بودن يا نبودن ممكن الوجود تاثيري در نظم جهاني ندارد.

 

ج) ممتنع الوجود: فقدان آن ضروري است و بودنش محال مي‏باشد، مانند شريك قايل شدن براي خداوند متعال، ممتنع الوجود از صفات سلبيه است، بنابر اين مردود است و نفي آن الزامي مي‏باشد، انبياء از حضرت نوح تا خاتم النبيين صلي الله عليه و اله بطور مستمر نفي شريك را براي خداوند متعال مورد تأكيد قرار داده‏اند. اگر براي خدا شريك وجود مي‏داشت، در كاينات ناهماهنگي رخ مي‏داد، نظمي كه بر كاينات حكم فرماست به اين علت است كه امور مختلف توسط خدا اداره مي‏شود، پس خداوند لا شريك و ابدي است، ابتدا و انتهاء ندارد.

واحد بودن پروردگار را مسلمانان جزو اصول اعتقادي خود مي‏دانند و دانستن اين امر بر هر فرد مسلمان فرض است.

حضرت شاه ولي الله رحمه الله عليه مي‌نويسد: «احدها حصر وجوب الوجود فيه تعالى فلا يكون غيره واجبا» حجةالله البالغة: ج1 ص114

 

ترجمه: حصر وجوب وجود، در ذات او تبارك و تعالي غير از او واجب الوجودي نيست.

شواهد قـرآن

مأخذ 1: كلُّ شَئ هالِكٌ إِلاّ وَجْهَهُ .قصص/ 88

 

ترجمه: هر چيز فنا شدني است جز ذات او.

 

علامه عمادي رحمة الله عليه مي‌نويسد: «فإنَّ ما عداهُ كائناً ما كان ممكنٌ في حدِّ ذاتِه عرضةٌ للهلاكِ والعدمِ». ابوالسعود: ج4 ص248

 

ترجمه: بدون ترديد علاوه از الله تعالي هر چه كه هست، آن در ذات خود ممكن است و محل فنا است.

 

قاضي ثناء الله رحمةالله عليه مي‌نويسد: «لا شئ إلا وجوده مستفاد مستعار منه تعالي». مظهري: ج7 ص188

 

ترجمه: وجود هر چيز از الله تعالي مستفاد و مستعار است يعني هر شئ را الله تعالي از عدم بوجود آورده است.

 

مأخذ 2: كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ * وَ يَبْقي وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الإِكْرامِ . الرحمن / 27-26

 

ترجمه: هر كه هست بر زمين فاني ‌شود - و باقي مي‌ماند ذات پروردگار تو كه داراي عظمت و بزرگي و بخشش و انعام است.

 

مأخذ 3: هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليمٌ . الحديد / 3

 

ترجمه: اوست نخستين همه و اوست آخرين همه و اوست آشكارا و اوست پنهان و او بر هر چيز داناست.

 

مأخذ 4: اللَّهُمَّ أَنْتَ الأَوَّلُ فَلَيْسَ قَبْلَكَ شَيْءٌ وَ أَنْتَ الآخِرُ فَلَيْسَ بَعْدَكَ شَئ و َأَنْتَ الظَّاهِرُ فَلَيْسَ فَوْقَكَ شَئٌ وَأَنْتَ الْبَاطِنُ فَلَيْسَ دُونَكَ شَئٌ . مسلم، كتاب الذكر و الدعاء: 4888

 

ترجمه: بار الها تو اولين هستي قبل از تو چيزي نيست و تو آخرين هستي بعد از تو چيزي نيست و تو آشكار هستي و بالاتر از تو كسي نيست و تو ناپيدا هستي و غير از تو چيزي نيست.

 

«قال في العقيدة الطحاوية قديم بلا ابتداء دائم بلا انتهاء و لايفني و لايبيد» ص113 و في شرحه لابن ابي العز ص113 و العلم بثبوت هذين الوصفين مستقر في الفطر فان الموجودات لابدان تنتهي إلي واجب الوجود لذاته قطعاً للتسلسل (إلي ان قال) و لاشك أن العلم باثبات الصانع و وجوب وجوده امر ضروري فطري (انتهي) و قال ايضاً معني الاول قديم بلا فناء و معني الآخر دائم بلا انتهاء (انتهي).

 

ترجمه: صاحب عقيده طحاويه چنين مي‌گويد: او ذاتي است قديم كه ابتدا ندارد و هميشه هست كه انتها ندارد نه فنا مي‌شود و نه از نو بوجود مي‌آيد. در شرح اين صفات ابن ابي العزّ چنين آورده است علم داشتن به ثبوت اين دو صفت در فطرت همه هست زيرا لازم است كه پايان همه موجودات بنابر قانون تسلسل به ذات وجوب الوجود ختم شوند. شكي نيست كه علم بر اثبات ذات وجوب الوجود امر لازمي فطري است و نيز گفته كه معني اول يعني قديم بلاابتداء و معني آخر دائم بلا انتهاء است.

 

مأخذ 5: هَلْ أَتي عَلَي الإِنْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْءًا مَذْكُورًا . الدهر / 1  

 

ترجمه: هر آينه آمده است بر آدمي مدتي از زمان كه نبود چيزي ذكر شده.

 

علامه آلوسي رحمةالله عليه مي‌نويسد: «و المراد بالانسان الجنس علي ما اخرجه ابن المنذر عن ابن عباس». روح المعاني: ج29 ص151

 

ترجمه: در آيه، مراد از انسان جنس انسان است چنانكه كه ابن منذر از ابن عباس رضي الله عنه آن را تخريج كرده است.

 

امام رازي رحمةالله عليه مي‏نويسد: «و اعلم ان الغرض من هذا تنبيه علي ان الانسان محدث». تفسير كبيرج30 ص236

 

ترجمه: خوب بدانيد كه در اين آيه غرض، متنبه كردن بر اين امر است كه انسان حادث است.

 

بيان الحديث: «قالوا جئناك نسألك عن هذا الامر قال‌كان الله ولم يكن شئ غيره». بخاري: ج3ص1166 ش:3019

 

ترجمه: ما خدمت شما آمده بوديم تا كه در باره‌ي اين امر چيزهايي را دريافت كنيم، ايشان فرمودند: كه (در ابتدا) وجود الله تعالي بود و ديگر هيچ چيزي موجود نبود.

 

 

+ نوشته شده توسط طالب العلم در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 8:17 |

1-‌ در مرحله اول شما را دستور به كفر مي‌دهد اگر اطاعتش كردي آسوده خاطر مي‌نشيند.

2- اگر از مرحله‌ي اولي نجات يافتي اين بار بدعتي را برايت مزيّن مي‌كند پس تو خودت را بر حق مي‌داني و اين مطلب را فراموش مي‌كني كه: «هر بدعتي گمراهي است و هر گمراهي در آتش است».

3- اگر از مرحله‌ي اول و دوم نجات يافتي اين بار تو را به انجام گناه كبيره وادار مي‌كند ولي بعد از گناه تو را دستور به توبه و استغفار مي‌دهد و برايت مي‌گويد كه اهل علم گفته‌اند: «لاصغيرة من الاصرار و لاكبيرة مع الاستغفار».

4- اگر از سه مرحله‌ي اول جان سالم به در بردي اين بار تو را به گناه كوچكي امر مي‌كند كه هميشه آن را انجام بدهي تا از نيكيهاي تو كاسته شود و از مقام نبيين و صديقين محروم شوي.

5- اگر از همه چيزهاي گذشته توبه نمودي حالا شيطان برايت راه پنجمي را در نظر مي‌گيرد يعني تو را از كاري كه داراي اجر زيادي مي‌باشد باز مي‌دارد و به كارهايي كه داراي ثواب كمتري هستند مشغول مي دارد.

6- اگر از همه‌ي اينها نجات يافتي، اين وقت قويترين تاكتيكهاي خويش را بكار مي‌بندد، تاكتيكهايي كه حتي انبياء عليهم السلام نيز از آنها سالم نمانده‌اند يعني خويشاوندان و اقرباء و اطرافيانت را وادار مي‌كند كه تو را مورد توهين، فحش و اذيت و آزار قرار دهند.

«اللهم إنا نعوذ بك من همزات الشياطين و نعوذ بك رب أن يحضرون»

و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين.

+ نوشته شده توسط طالب العلم در شنبه دهم آذر 1386 و ساعت 10:21 |

بسم الله الرحمن الرحيم

احكام و مسايل قرباني

از مفتي اعظم پاكستان حضرت مولانا مفتي ولي حسن رحمه‌الله

فضايل عشره‌ي ذي‌الحجه:

رسول اكرم صلي الله عليه و اله مي‌فرمايند: براي عبادت الله تعالي، زمانه‌اي بهتر از عشره‌ي ذي‌حجه نيست. روزه گرفتن يك روز آن برابر با روزه يك سال و عبادت يك شب آن برابر با عبادت شب قدر است.

در سوره والفجر خداوند قدوس به ده شب قسم ياد كرده و مطابق قول جمهور، مراد از ده شب، ده شب اول ذي‌حجه است. بالخصوص روزه گرفتن نهم ذي‌حجه كفاره‌ي گناهان يك سال گذشته و يك سال آينده است. شب عيد را با عبادت زنده نگه داشتن فضيلت بزرگ و اجر و ثواب زيادي دارد.

تكبير تشريق:

الله اكبر الله اكبر لا اله الا الله والله اكبر الله اكبر و لله الحمد

خواندن تكبير مذكور يك مرتبه براي مردان به آواز بلند و  براي  زنان به آواز پست، از صبح نهم ذي‌حجه تا عصر سيزدهم ذي‌حجه بعد از هر نماز (فرض) واجب است. شامي)

امورات قبل از نماز عيد:

در روز عيد قربان امورات ذيل مسنون مي‌باشند.

صبح زود بلند شدن، مسواك زدن، غسل كردن، پوشيدن لباس نوع يا بهترين لباسي كه بنزدش موجود است، خوشبو استعمال كردن، قبل از نماز چيزي نخوردن و تكبير مذكور را موقع رفتن به عيدگاه به آواز بلند خواندن.

نماز عيد:

نماز عيد دو ركعت است و تفاوتش با نمازهاي ديگر اين است كه در نماز عيد در هر ركعت سه تكبير زايد وجود دارد. به اين ترتيب كه در ركعت اول بعد از خواندن «سبحانك اللهم» و قبل از قرائت. و در ركعت دوم بعد از قرائت و قبل از ركوع  و با هر مرتبه دستها تا برابري گوشها بلند و باز رها مي‌شوند.

در ركعت اول بعد از تكبير سوم دستها بسته مي‌شوند  و در ركعت دوم با تكبير چهارم به ركوع مي‌روند.

حكم قرباني:

قرباني كردن واجب است. رسول اكرم‌بعد از هجرت هرساله قرباني ذبح مي‌كردند و هيچ سالي ترك نفرمودند. مواظبت دليل وجوب است (مطلب از مواظبت، پي در پي قرباني كردن و هيچ سالي ترك نكردن است) از اين عمل آن حضرت‌صلي الله عليه و اله  وجوب   ثابت مي‌شود. علاوه از اين، رسول اكرم‌صلي الله عليه و اله در احاديث براي افرادي كه استطاعت دارند و قرباني نمي‌كنند، وعيدهاي سختي  ايراد فرموده است. مثلاً در جايي مي‌فرمايند: كسي كه توان مالي داشت و قرباني نكرد، به عيدگاه ما حاضر نشود.

در قرآن مجيد نيز بعضي آيات در باره قرباني گرچه «قطعي الدلالة» نيستند، «قطعي‌الثبوت» ضرور هستند. و از آنها وجوب ثابت مي‌شود. قرباني را كساني انكار مي‌كنند كه مخالف حديث‌اند و آن را حجت نمي‌دانند. و آنهايي كه تحت تأثير گفته‌هاي منكرين حديث قرار گرفته و مي‌گويند كه بجاي ذبح قرباني پول داده شود و يا به يتيم خانه‌ها و...كمك شود، آنها نيز مرتكب اشتباه شده‌اند زيرا كه يكي صورت عمل است و ديگري حقيقت عمل. صورت عمل قرباني اين است كه حيواني (شتر- گاو- يا گوسفندي) ذبح شود و اين خود داراي مصلحتهاي بزرگي است.

و حقيقت عمل قرباني، اخلاص است. از آيات قرآني همين حقيقت معلوم مي شود.

 

فضايل قرباني:

قرباني داراي فضايل بسيار زيادي است. در مسند احمد از زيد بن ارقم‌‌رضي الله عنه روايت است كه صحابه كرام رضي‌الله عنهم از رسول اكرم‌‌صلي الله عليه و اله پرسيدند كه قرباني چيست؟ آن حضرت‌صلي الله عليه و اله فرمود: سنت پدر شما حضرت ابراهيم‌عليه السلام است.

صحابه كرام رضي‌الله عنهم پرسيدند براي ما در آن چه فايده‌اي است؟ آن حضرت‌صلي الله عليه و اله فرمود: در عوض هر تار مو و هر تار پشم براي شما يك نيكي است.

مادر مؤمنان حضرت عايشه صديقه رضي‌الله عنها مي‌فرمايد: روز قرباني بنزد الله‌ تعالي هيچ عملي از قرباني محبوب‌تر نيست. حيواني كه قرباني مي شود‌، روز قيامت با شاخ و مو و تمام فضولات در ترازوي اعمال وزن مي‌شود. خوني كه از ذبح حيوان قرباني مي‌ريزد هنوز به زمين نرسيده سند قبوليت از جانب الله تعالي دريافت مي‌كند. لذا بايد با دلي سرشار از عشق و علاقه قرباني كرد.

حضرت عبدالله بن عباس‌رضي الله عنه مي‌فرمايد: علاوه از صله رحمي‌ (خويشاوندي) هيچ عملي از قرباني افضل‌تر نيست.‌ طبراني)

رسول اكرم‌صلي الله عليه و اله به دخترش حضرت فاطمه رضي‌الله عنها فرمود: وقت ذبح قرباني‌ات،‌ حاضر باش زيرا كه قبل از افتادن اولين قطره‌ي خون قرباني، صاحب آن بخشوده مي‌شود.

در باره فضيلت قرباني احاديث زيادي وجود دارد. (براي آگاهي بيشتر به كتب حديث مراجعه شود.) لذا از مسلمانان تقاضا مي‌شود كه اين عبادت بزرگ را كه يكي از شعائر اسلام نيز هست هرگز ترك نفرمايند.

 

 

مسايل قرباني:

مسئله 1- بر كسي كه صدقه فطر واجب است قرباني نيز واجب است.

مسئله 2- قرباني بر مسافر واجب نيست.

مسئله 3- وقت ذبح قرباني از تاريخ دهم ذي‌حجه گرفته تا غروب دوازدهم ذي‌حجه است. بعد از غروب دوازدهم، ذبح قرباني صحيح نيست. ذبح قرباني در روز افضل است، گرچه در شب نيز جايز است. همچنين افضل روز عيد است بعد روز يازدهم بعد هم روز دوازدهم.

مسئله 4- براي اهالي شهر و مناطقي كه نماز عيد بر آنها واجب است، قبل از نماز عيد، ذبح قرباني جايز نيست. روستائياني كه نماز عيد بر آنها واجب نيست، قبل از نماز صبح مي‌توانند قرباني خود را ذبح كنند.

از اهالي شهر اگر شخصي قرباني‌اش را به روستايي بفرستد و كسي آن را قبل از نماز عيد ذبح كند جايز است و بعد از ذبح مي‌تواند آن را طلب كند.

مسئله 5- اگر مسافر، به شرطي كه ثروتمند باشد، در حين سفر، در منطقه‌اي نيت اقامت 15 روز را بكند، يا در تاريخ دوازدهم ذي‌حجه قبل از غروب خورشيد به خانه‌اش برگردد، يا شخص ناداري قبل از غروب خورشيد دوازدهم ذي‌حجه، اينقدر مال بدست آورد كه صاحب نصاب گرديد، در همه اين صورتها قرباني بر گردنش واجب مي‌گردد. 

مسئله 6- قرباني را به دست خود ذبح كردن بهتر است. اما اگر خود به عللي نمي‌تواند، ديگري مي‌تواند برايش ذبح كند.

مسئله 7- وقت ذبح قرباني نيت زباني ضروري نيست، تنها نيت قلبي كفايت مي‌كند.

مسئله 8- وقت ذبح، حيوان قرباني را روي بطرف قبله قرار داده و بعد اين دعا «إني وجهت وجهي للذي فطرالسموت والارض حنيفاً وما أنا من‌المشركين إن صلوتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب‌العلمين لاشريك له و بذالك امرت و أنا اول المسلمين اللهم منك و لك» را خوانده و بسم الله الله اكبر گفته ذبح كند. و بعد از ذبح اين دعا «اللهم تقبله مني كما تقبلت من حبيبك محمد و خليلك ابراهيم عليهماالسلام» را بخواند.

مسئله 9- قرباني فقط از طرف خود واجب است، از طرف فرزندان، خواه بالغ باشند يا غير بالغ، مالدار باشند يا نادار واجب نيست.

مسئله 10- حيواناتي كه قرباني كردن آنها جايز است.

1- شتري كه 5 سالش تمام شده باشد 2- گاو و گاوميشي كه 2 سالش تمام شده باشد 3- گوسفندي كه يك سالش تمام شده باشد، نر باشند يا ماده قرباني آنها جايز است. البته بره‌اي كه شش ماهش تمام شده باشد و بقدري رشد داشته باشد كه وقت راه رفتن با يك ساله‌ها برابر باشد، قرباني‌ آن نيز جايز است. در شتر و گاو هفت نفر مي‌توانند شريك بشوند به شرطيكه سهميه هيچ يكي از يك هفتم كمتر نباشد و همگي به نيت قرباني يا عقيقه شريك شده باشند نه فقط خوردن گوشت.

مسئله 11- اگر هنگام خريد قرباني نيتش اين بود كه اگر بعداً همراهي پيدا شد آن را با خود شريك مي‌كنم و بعداً كسي را به نيت قرباني يا عقيقه با خود شريك كرد درست است ولي اگر وقت خريدن نيت شراكت شخص ديگر را نداشت و بعداً مي‌خواهد ديگري را با خود شريك كند، اگر خريدار ثروتمند (يعني صاحب نصاب) است اين كار را مي‌تواند، گرچه افضل اين است كه ديگري را شريك نكند، اما اگر خريدار فقير است (يعني صاحب نصاب نيست) نمي‌تواند.

مسئله 12- اگر حيواني را كه مي‌خواهد قرباني كند، گم شد و آن شخص ديگري خريد، بعد گم شده هم پيدا شد، اگر آن شخص مالدار (يعني صاحب نصاب) است، هر يكي را كه دلش مي‌خواهد قرباني كند و اگر فقير است هر دوتا را بايد قرباني كند.

مسئله 13- اگر در يك حيوان قرباني(مثل گاو و شتر) چند نفر شريك هستند گوشتش را بايد وزن كرده تقسيم كنند.

مسئله 14- حيوان، اگر كور باشد يا يك سوم يا بيشتر از يك سوم ديدش رفته باشد. يا يك سوم يا بيشتر از يك سوم گوشش قطع شده باشد. يا يك سوم يا بيشتر از يك سوم دُمش قطع شده باشد، قرباني‌اش جايز نيست.

مسئله 15- حيواني كه يك پايش لنگ باشد به نحوي كه وقت راه رفتن پاي لنگش را بر زمين نگذارد، قرباني‌اش جايز نيست. البته اگر پايش را بر زمين مي‌گذارد ولي لنگ راه مي‌رود قربانيش جايز است.

مسئله 16- حيواني كه براي قرباني تعيين مي‌شود مي‌بايست كه خوب چاق و تر و تازه باشد. اگر بقدري لاغر باشد كه بر استخوانهايش گوشت نباشد، قربانيش جايز نيست.

مسئله 17- اگر همه دندانهاي حيوان قرباني، ريخته‌اند قربانيش جايز نيست، اما اگر بيشتر دندانها هستند، قربانيش جايز است.

مسئله 18- حيواني كه از بدو پيدايش اصلاً گوش ندارد قربانيش جايز نيست. و اگر گوشهاي كوچك دارد قربانيش جايز است.

مسئله 19- اگر شاخ حيواني از بيخ شكسته باشد به نحوي كه مغزش متأثر شده باشد قربانيش جايز نيست. و اگر شكستن معمولي باشد يا اينكه از ابتدا شاخ نداشته باشد، مانند شتر، قربانيش بدون كراهيت جايز است.

مسئله 20- حيواني كه خصي شده باشد (يعني خايه‌هايش را بيرون كرده باشند) قربانيش جايز است.

مسئله 21-حيواني كه خارش داشته باشد (يعني گر) قربانيش جايز است. البته اگر بعلت خارش خيلي ضعيف شده باشد، قربانيش جايز نيست.

مسئله 22- اگر در حيوان قرباني عيبي پيدا شد كه با بودن آن عيب قربانيش جايز نيست و آن شخص ثروتمند است، بايد كه حيوان ديگري را قرباني كند و اگر فقير است مي‌تواند همان را قرباني كند.  

مسئله 23- افضل و بهتر اين است كه گوشت قرباني به سه قسمت تقسيم شود، يك قسمت را براي خود بگذارد و يك قسمت ديگر را براي خويشاونداني كه به ملاقات مي‌آيند و قسمت سوم را به فقرا و مساكين بدهد. و اگر همه را براي خود بگذارد اشكالي ندارد.

مسئله 24- پوست قرباني را صدقه كند و يا بفروشد و قيمتش را به فقرا بدهد. البته اگر پوست قرباني به مدارس ديني داده شود بهتر است. زيراكه احياي علوم دين از همه بهتر است.

مسئله 25- پوست قرباني را به شرطي مي‌تواند به استعمال خود در بياورد كه ديگران نيز از آن استفاده‌اي داشته باشند، مثلاً مشكي يا سجاده و... درست كند.

مسئله 26- با قيمت پوست قرباني نمي‌تواند مسجد، مدرسه و هيچ نوع ساخت و سازي را انجام داد. همچنين بعنوان حقوق نمي‌تواند به امام مسجد، مؤذن و مدرسي داد.  البته به نيت صدقه مي‌تواند.

مسئله -27 پوست و يا مقداري از گوشت قرباني را نمي‌توان بعنوان دستمزد به قصاب داد. 

مسئله 28- اگر مدت سه روز قرباني گذشت و شخصي به عللي نتوانست در آن سه روز، قرباني ذبح كند، بايد قيمت يك گوسفند را صدقه كند و اگر حيواني براي قرباني خريده بود و در سه روز ذبح نشد، بايد خود همان حيوان را صدقه كند.  

مسئله 29- اگر كسي براي مرده‌اش بطور ايصال ثواب قرباني ذبح كند جايز است و خودش هم مي‌تواند از گوشتهاي آن بخورد.

مسئله 30-  اگر كسي بدون دستور شخص زنده‌اي از طرف آن قرباني بكند، جايز نيست. همچنين اگر كسي را بدون گفته‌اش در قرباني شريك كرد، قرباني هيچ شريكي درست نمي‌باشد. نيز اگر يكي از شركاء نيت گوشت خوري را داشته باشد، باز هم قرباني هيچ يكي درست نيست.

مسئله 31- گوشت قرباني به غير مسلمان داده مي‌شود، البته بعنوان دستمزد جايز نيست.

مسئله 32- قرباني حيوان حامله جايز است. اگر بعد از ذبح، بچه حيوان زنده بود آن نيز ذبح شود.

خداوند متعال به همه‌ي امت اسلامي، فهم روح و حقيقت قرباني و توفيق عمل را به همگي ما نصيب بفرمايد. و اين قرباني ظاهري را ذريعه و سببي براي قرباني حقيقي قرار دهد. و ما بايد مانند اين قرباني ظاهري و مادي، براي فدا كردن جان خود در برابر احكامات خداوندي هميشه آماده باشيم.

والله الموفق والمعين

وصلي الله تعالي علي خير خلقه محمد و آله و صحبه اجمعين

 

 

+ نوشته شده توسط طالب العلم در پنجشنبه هشتم آذر 1386 و ساعت 9:52 |

حج ميعادگاه عاشقان

قال الله تعالى في كتابه الحكيم: « و لله علي الناس حج البيت من استطاع إليه سبيلاً و من كفر فإن الله غني عن العالمين» آل عمران/91

ترجمه: بر مردمي كه توانايي دارند واجب است كه براي خوشنودي خدا خانه‌ي او را زيارت كند و هر كسي كه انكار و كفران كند همانا خداوند بي‌نياز است از جهانيان.

خانه‌ي كعبه نخستين خانه‌اي است كه براي توحيد و يكتاپرستي بوسيله‌ي حضرت ابراهيم عليه السلام تقريباً 1892 سال قبل از ميلاد مسيح برپا شد و حضرت ابراهيم عليه السلام از خداوند خواست كه خدمت او را قبول فرمايد. كعبه نخستين خانه‌اي است كه خداوند آن را مطاف و قبله‌گاه موحدين قرار داده و آن را سبب بركت و هدايت معرفي فرموده است. ريشه‌ي تاريخي آن بسيار قديم و عميق مي‌باشد. كعبه‌ي مشرفه خانه‌اي است كه از در و ديوارش غلغله‌ي توحيد خالص به سمع جهانيان طنين مي‌افكند و روح وحدت‌آفرينش كاخهاي ستمگران و كفار و مشركان را به لرزه در مي‌آورد و جاذبه‌ي مغناطيسي‌اش دل ميليونها مسلمان روي زمين را از اقصى نقاط بسوي خود متوجه مي‌سازد. كعبه‌ي مشرفه بمانند مركز دايره‌اي است كه مسلمين جهان را بر روي عقايد حقه و اعمال صالحه و بر بنيادهاي خير دنيا و آخرت گرد مي‌آورد. كعبه بمانند فواره‌اي است كه امواج عواطف انساني، سازنده‌ي اخوت، مودت، محبت و مساوات از آن جوش مي‌زند، چشمها از مشاهده‌ي انوار جمالش محفوظ و دلها از تصور عظمت بي‌مثالش در گداز است. غني و فقير، قوي و ضعيف و قادر و عاجز همه در عرصه‌ي وحدت‌آفرينش همنوا هستند هركه در غير آنجا غني‌تر است آنجا محتاج‌تر است و هر كه در جاهاي ديگر غني‌تر است آنجا ضعيف‌تر و هر كه در خانه‌ي خود قادرتر است آنجا عاجزتر خواهد بود.

سر بقا و دوام كعبه در قواعد توحيد نهفته است خانه‌ي ساده‌اي كه براي رضاي خدا و ستايش و عبادت او بنا نها ده شده تا جهان است،  باقي خواهد ماند.

در رفتن به حج رازهايي نهفته است، مصالح و فوائد مادي و معنوي زياد در آن مضمر است كه بطور خلاصه به آن اشاره مي‌شود:

1-‌ حاجي در مورد طواف كعبه با فرشتگاني كه به گرد عرش الهي طواف مي‌كنند مشابهت پيدا مي‌كند.

2- سفر حج نمونه‌ي سفر آخرت است همانطور كه در دنيا آدم ناگزير به وداع اهل و عيال و دوستانش مي شود و بعد از مرگ هم  اهل و عيال ترك داده مي‌شوند و تنها راهي آخرت مي‌شود، حاجي هم وقتي كه غسل احرام مي‌كند به ياد غسل ميت مي‌افتد و چون لباس احرام را به تن مي‌كند، پارچه‌هاي سفيد كفن به يادش مي‌آيد.

3- ميدان عرفات نمونه‌ي محشر و رستاخيز قيامت است كه هر كسي با نشاني و پرچم كشور خاصي زير نظر مدير كاروان خود مي‌باشد، در ميدان محشر نيز هر امت و فرقه‌اي تحت لواي پيامبر خود مبعوث و محشور خواهد شد.

4- تمام اعمال حج مخالف با غرور و تكبر است نفس ‌پروري و سستي مستأصل مي‌شود.

حج وسيله‌اي است براي احياي سنن و معارف ابراهيم خليل الله (ع) و ساير پيامبران برگزيده‌ي خدا كه در راه او از هر نوع جان‌نثاري و از خود گذشتگي دريغ نفرموده‌اند، حجاج نيز جان و مال خود را بمانند حضرت ابراهيم و اسماعيل عليه السلام به بارگاه الهي حاضر مي‌سازند و مانند آنان به