بحث شرك فيالالوهيت
إله بمعناي معبود است و معبود مشتق از عبادت است پس هنگاميكه تشريح عبادت ميشود معناي إله خودبخود واضح ميگردد و عبادت در لغت چنانچه علامه راغب اصفهاني مينويسد:
ادامه مطلب
بحث شرك فيالالوهيت
إله بمعناي معبود است و معبود مشتق از عبادت است پس هنگاميكه تشريح عبادت ميشود معناي إله خودبخود واضح ميگردد و عبادت در لغت چنانچه علامه راغب اصفهاني مينويسد:
علماي احناف و عقيدهي تصرف اموات
|
علامه ابوالمعالي محمود شكري آلوسي حنفي رحمة الله عليه مينويسد: «و قال الشيخ صنع الله الحلبي الحنفي في كتاب الرد علي من ادعي أن للأولياء تصرفات في الحياة و بعد الممات علي سبيل الكرامة: هذا و إنه قد ظهر الان فيما بين المسلمين جماعات يدعون أن للاولياء تصرفات في حياتهم و بعد مماتهم و يستغاث بهم فيالشدائد و البليات و بهمهم تكشف المهمات فيأتوا قبورهم و ينادونهم في قضاء الحاجات مستدلين علي أن ذلك منهم كرامات ....فيه تفريط و افراط بل فيه الهلاك الابدي و العذاب السرمدي لما فيه من روائح الشرك المحقق و مصادمة الكتاب العزيز المصدق و مخالف لعقائد الائمة وما اجمعت عليه الامة ... إن هذا القول وخيم و شرك عظيم». غاية الاماني: ج2 ص67 |
|
ترجمه: علامه صنع الله حلبي حنفي رحمه الله عليه در كتابش بنام «ترديد افرادي كه مدعي تصرفات اولياء هستند در زندگي و بعد از مردن بطور كرامت» مينويسد: در اين زمان بين مسلمانان گروههاي ظاهر شدهاند كه مدعي تصرفات اولياء هستند در زندگي و پس از مرگ و به همين جهت در بلايا و مشكلات از آنها استمداد ميجويند و ميگويند از توجه آنها مصائب دور ميشوند و بر قبرهاي آنها حاضر شده براي رفع حاجات، آنها را براي استمداد صدا ميكنند و بر اين عقيدهي خود اين را بعنوان دليل عرضه ميكنند كه اين كرامت آنهاست. يك كم جلوتر مينويسد: در اين كلام افراط و تفريط وجود دارد بلكه در اين كلام هلاكت ابدي و عذاب هميشگي است و در اين كلام بوي شرك حقيقي است و مقابلهي با قرآن عزيز است و مخالف عقايد ائمه و اجماع است. |
شرك فيالتصرف
شرك فيالتصرف به اين گفته ميشود كه يكي از خواص تصرفات الهيه را بطور مافوق الاسباب به طرف مخلوقي نسبت دادن خواه ذاتاً يا عطاءً باشد.
خاصه اول: تصرف كلي و محيط
هر شخصي اين درجه تصرف را براي غير الله به طور مافوق الاسباب قبول داشته باشد ذاتاً يا عطاءً او مشرك قرار ميگيرد و اين شرك فيالتصرف است.
عقيده اسلاميـه درباره حاضـر و ناظر
سؤال 1: «ما قولكم رحمكمالله تعالي؛ در اين مسئله كه عادت عوام اين ديار است كه در وقت مصيبت و حاجت از دور و بعيد انبياء عليهم السلام يا اولياء كرام را به طريق استمداد ميخوانند و اعتقاد ميدارند كه ايشان حاضر و ناظراند در همه حال و هر وقت كه ما مردم ايشان را ميخوانيم مطلع گشته در انجاح مقاصد دعا ميكنند اين صورت جائز است يا نه؟ بيّنوا و توجروا.
شـــرك في العــلم
اين است كه درجهاي از درجات خواص علميهي باريتعالى را براي يكي از مخلوقات ثابت كردن خواه بطور ذاتي يا عطائي.
چند نمونه از خواص علميهي باريتعالي
خاصهي اول: علم ذاتي يعني اينكه از ديگري حاصل و تعليم نگرفته باشد.
خاصهي دوم: علم كلي غير محدود و غيرمتناهي محيط بكل شئ : براي هستي غير از الله تعالى اين درجه علم را اعتقاد داشتن خواه ذاتاً يا عطاءً شرك فيالعلم است.
عنوان ششم
در بيان پرستش كردن مشركين مظاهر إلهيه را
مشركين مظاهر الهيه را به چند نظريه و عقيده عبادت (يعني ندا، استمداد، نذر، اعتكاف، طواف، قسم، ركوع، سجده و غيره) ميكردند:
اول اينكه: ميگفتند الله تعالى بذاته در مظاهر حلول كرده ميآيد.
دوم اينكه: از عبادت مقصود آنها ذات آن مظاهر نبود بلكه ذات الله تعالى بود و آن مظاهر بعنوان قبلهي توجه بودند.
سوم اينكه: تعظيم اين مظاهر در اصل تعظيم خود الله تعالى است.
فائده: بت مظاهر را نيز درست ميكردند.
فائده: مراد از مظاهر هر مخلوقي است كه در او خواص عجيبه و غريبه قدرت الهيه ديده شود.
در بيان پرستش كردن مشركين ستارگان را
مشركين ستارگان را به چند عقيده و نظريه مي پرستيدند:
اول اينكه ستارگان را مخلوقاتي بيروح نميدانستند بلكه ميگفتند آنها مخلوقاتي هستند كه داراي روح، حيات و عقلاند.
دوم اينكه الله تعالى به آنها علم غيب عطاء كرده و سعادت و نحوست، نفع و نقصان مخلوق را به آنها سپرده خلاصه اينكه آنها را غيب دان، مالك نفع و نقصان مختار دانسته و براي آنها بت درست كرده لكن تعظيم شركيهاي كه به ظاهر در مقابل بت آنها بجا ميآوردند مقصود آنها بتان بيجان و بيروح نبودند بلكه پرستش ذات آن ستارهها بود.
حقيقت « لات »
در اصل نام شخصي مسن و سخاوتمندي بود كه نامش عمر بن لحي يا ربيعه بن حارث بود مردم بخاطر سخاوت و مهمان نوازياش او را بزرگ و صالح گمان ميكردند لكن حقيقت اين است كه بزرگي او ثابت نيست زيرا كه زمان، زمان دور جاهليت بود و عقيدهي صحيحي نبود. هنگامي كه اين شخص مُرد، مردم پرستش قبر او را شروع كردند و بعداً بنام او بتي تراشيدند.