بحث کلمه لغیر الله
غيرالله هر ماسوي الله تعالى را شامل است خواه نبي باشد يا ولي، بتي باشد يا جن يا ملكي، پس ما اهل لغيرالله حرام است و مذبوحه اهل كتاب حلال است البته آن مذبوحهاي كه حلال گوشت باشد. چنانچه قرآن ميفرمايد:
ادامه مطلب
بحث کلمه لغیر الله
غيرالله هر ماسوي الله تعالى را شامل است خواه نبي باشد يا ولي، بتي باشد يا جن يا ملكي، پس ما اهل لغيرالله حرام است و مذبوحه اهل كتاب حلال است البته آن مذبوحهاي كه حلال گوشت باشد. چنانچه قرآن ميفرمايد:
فقهاي شوافع و سفر قبور
|
حافظ ابن حجر رحمة الله عليه مي نويسد: «واختلف في شدّ الرحال الي غيرهما كالذهاب إلي زيارة الصالحين احياءً و امواتاً و الي المواضع الفاضلة لقصد التبرك بها و الصلوة فيها فقال الشيخ ابومحمد الجويني يحرم شد الرحال الي غيرها عملاً بظاهر هذا الحديث و اشار القاضي حسين الي اختياره و به قال عياض و طائفة و الصحيح عند امام الحرمين و غيره من الشافعيّة أنه لايحرم». صراط مستقيم: ص328 |
|
ترجمه: «شد رحال» به سوي غير اين دو محل مانند رفتن براي ديدن نيكان، زنده باشند يا مرده يا اماكن متبركه به نيت تبرك جستن به آن و نمازخواندن در آن محل اختلاف است. شيخ ابومحمد جويني با توجه به ظاهر حديث ميگويند «شد رحال» به ديگر اماكن حرام است و قاضي حسين اشاره به جايز بودن آن كرده است عياض و يك گروه ديگر از علماء گفتهاند كه جايز است امام الحرمين و ديگران از شافعيه ميگويند حرام نيست. |
شرك في الحج
شرك في الحج اين است كه ذاتي را غير از الله تعالى مافوق الأسباب عالم الغيب دانسته براي زيارت يا طواف مكانهاي مخصوصه آنها از دور و دراز سفر كردن.
حكم: اين سفر كردن عبادت محسوب ميشود الله تعالى فقط دستور زيارت و طواف بيت الله را داده است اما مشركين براي تخريب دين ابراهيمي حج غيرالله را ميكردند و قرباني، تلبيه و غيره هم انجام ميدادند.
شرك في الطواف و السعي
شرك فيالاعتكاف
شرك فيالإعتكاف اين است كه غيرالله را مافوق الأسباب (هر چه باشد) عالم الغيب، مالك نفع و نقصان، مختار يا شفيع قهري دانسته براي تقرب و خوشنودي او در مكاني كه بطرف او منسوب است براي حصول مراد و يا دفع مصيبت و مرض، اعتكاف كند.
شرك في السجده
سجده دو معنا دارد لغوي و اصطلاحي: سجده در لغت انحناء را گويند و در اصطلاح وضع الجبهة علي الأرض.
ديدار خداوندي
از قرآن و حديث و اجماع صحابه و تابعين، اين امر ثابت است كه اهل ايمان در بهشت به ديدار خداوندي مشرف و سرفراز ميگردند و همانگونه كه خداي عزّوجل بندگان را ميبيند و او خود از جهت و مكان پاك و منزّه است در حاليكه بندگان در جهت و مكاني هستند، عقلا اين هم ممكن است كه بنده در جهت و مكان خاصي باشد ولي خداوند قدوس از جهت و مكان پاك و برتر بوده رؤيت شود.
شرك في الحلف
حلف بمعناي سوگند ياد كردن و آن بر دو قسم است:
اول حقيقي: و آن اين است كه هستي را غير از الله تعالى مافوق الأسباب، غيبدان، مالك نفع و نقصان و شفيع قهري دانسته براي تقرب او بنام او سوگند ياد كرده شود به اين عقيده كه اگر به دروغي ياد كنم يا سوگند ياد كرده را نقص كنم در اين صورت بر مال و جان و اولاد من نقصان و ضرر وارد ميشود و اگر در اين سوگند راستگو باشم و آن را نقض نكنم، پس در مال و جان و اولاد من بركت ميشود.