تبليغاتX
نغمه توحید -

 

بحث شرك في‌الالوهيت

إله بمعناي معبود است و معبود مشتق از عبادت است پس هنگاميكه تشريح عبادت مي‌شود معناي إله خودبخود واضح مي‌گردد و عبادت در لغت چنانچه علامه راغب اصفهاني مي‌نويسد:

«العبودية إظهار التذلل و العبادة ابلغ منها لأنها غاية التذلل و لايستحقها إلا من له غاية الافضال و هو الله تعالي» مفردات: كتاب العين بحث عبد

 

 

ترجمه: عبوديت به معني اظهار ذلت (ذلت خويش در مقابل معبود) و عبادت برتر از عبوديت است زيرا عبادت نهايت ذلت است و مستحق اين نمي‌شود مگر كسي كه در نهايت بزرگي و فضيلت باشد و اين كس الله تبارك و تعالي است.

 

 

معناي شرعي عبادت:

«والعبادة تذلل للغير عن اختيار لغاية التعظيم». تفسير مهائمي: ج1 ص24

 

ترجمه: عبادت به معني اظهار ذلت همراه با اختيار براي غير است بخاطر نهايت تعظيم.

 

يعني به درگاه هستي قولاً و فعلاً به ميل و رضايت اظهار ذلت و عاجزي كردن، به اين اعتقاد كه آن هستي به طور مافوق‌الأسباب در علم و قدرت داراي درجه‌اي بي‌نهايت عظيم و بلنديست.حضرت شاه عبدالعزيز رحمه الله عليه مي‌نويسد: «يعني غاية تذلل براي نهايت تعظيم». تفسير عزيزي: ج1 ص37

از اين عبارت  معلوم مي‌شود كه در عبادت دو چيز وجود دارد:

اول غايت: يعني درجه نهائي عاجزي

دوم مبدأ: يعني عقيده عظمت معبود كه از سه چيز پيدا مي‌شود.

1-‌ عقيده علم غيب مافوق الاسباب

2-‌ قدرت تصرف نفع رساني و دفع ضرر بطور مافوق‌الأسباب

3-‌ عقيده‌ي شفاعت قهريه

پس به اين اعتقاد هر عقيده و حركت و عملي براي تقرب و خوشنودي هر هستي قرار بگيرد عبادت اوست اگر براي غيرالله باشد شرك في‌الاُلوهيت است و آن شخص مشرك محسوب مي‌شود و اگر براي الله تعالى باشد عبادت الله تعالى است و آن شخص موحد مي‌باشد.

چنانچه علامه ابن قيم رحمه الله عليه مي‌نويسد: «العبادة عبارة عن الاعتقاد و الشعور بأن للمعبود سلطة غيبية (اي في‌العلم و التصرف مافوق الاسباب) يقدر بها علي النفع و الضرر فكل ثناء و دعاء و نداء و تعظيم يصاحبه هذا الاعتقاد و الشعور فهي عبادة». مدارج السالكين: ج1 ص40

 

ترجمه: عبادت عبارت است از معتقد بودن و دانستن اينكه معبود داراي قدرت غيبي (يعني قدرت غيبي در علم و تصرف ما فوق الاسباب) است كه بوسيله‌ي آن قدرت پيدا مي‌كند بر نفع دادن و ضرر رساندن پس هر تعريف و خواستن و فرياد و تعظيمي كه همراه با اين اعتقاد باشد عبادت است.

 

حضرت شاه عبدالعزيز رحمه الله عليه مي‌نويسد: «پرستش آن است كه سجده كند يا طواف نمايد يا نام او را به طريق تقرب ورد سازد يا ذبح جانور به نام او كند يا خود را بنده فلاني بگويد و هر كه از مسلمانان جاهل با اهل قبور اين چيزها را به عمل آرد في الفور كافر مي‌گردد و از مسلماني مي‌برآيد». فتاواي عزيزي: ج1 ص33

به همين دليل قرآن كريم براي اثبات توحيد في‌الالوهيت از تمام ماسوي‌الله اين سه چيز را نفي فرموده است .

مأخذ 1: تَنْزيلاً مِمَّنْ خَلَقَ الأَرْضَ وَ السَّماواتِ الْعُلَي . طه / 4

 

ترجمه: نازل شده از جانب كسي كه آفريده زمين و آسمانهاي بلند را.

 

 

مأخذ 2: لهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الأَرْضِ منْ ذَا الَّذي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلا بِإِذْنِه يعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ و لا يُحيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِه إِلا بِما شاءَ . البقرة / 255

 

ترجمه: براي اوست آنچه در آسمانها و زمين است چنين كسي هست كه سفارش كند پيش او بدون از اجازه او، مي‌داند آنچه روبروي مخلوقات است و آنچه پشت سر آنهاست و آنها نمي‌توانند چيزي از معلومات او احاطه كنند مگر آنچه خود او بخواهد.

 

عبادت بر چند قسم است و يكي از آن دعاء است دعاء به اين مي‌گويند كه يك هستي را خواه هر چه باشد مافوق الاسباب ، متصرف، غيب‌دان، مالك نفع و نقصان، شفيع قهري دانسته براي برآوردن حاجات و دفع مضرات صدا كرده شود.

حكم: صدا زدن غيرالله به اعتقاد مذكور عبادت كردن او و إله قرار دادن اوست و اين شرك حقيقي است كه مشركين مكه و غيره به‌ آن مبتلا بودند و دعا كردن با چنين اعتقادي خاصه‌ي إلهي مي‌باشد.

 

حضرت شاه ولي الله رحمه الله عليه مي‌نويسد: «و منها أنهم كانوا يستعينون بغير الله في حوائجهم من شفاء المريض و غناء الفقير». حجةالله البالغة: ج1 ص119

 

ترجمه: از جمله‌ي آنها يكي اين بود كه آنها از غير الله در حاجتهاي‌شان مثل شفاي بيمار و سرمايه دادن به فقير، درخواست كمك مي‌كردند.

 

مأخذ 3: « عَنِ النُّعْمَانِ بْنِ بَشِيرٍ رضي الله عنه عَنِ النَّبِيِّ صلي الله عليه و سلم قَالَ الدُّعَاءُ هُوَ الْعِبَادَةُ ثُمَّ قَـرَأَ ( وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ ) قَالَ أَبو عِيسَى هَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ ». الترمذي، كتاب الدعوات / 3294 – ابي داود، كتاب الدعاء / 3818

 

ترجمه: از حضرت نعمان بن بشيررضي الله عنه روايت شده كه آن حضرت صلي الله عليه و اله فرمود: دعا همان عبادت است سپس اين آيه را تلاوت كرد ( وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ ) امام ترمذي مي گويد اين حديث حسن صحيح است.

 

مأخذ 4: « عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ رضي الله عنه عَنِ النَّبِيِّ صلي الله عليه و اله قَالَ الدُّعَاءُ مُخُّ الْعِبَادَةِ ». الترمذي، كتاب الدعوات / 3293

 

ترجمه: پيامبر صلي الله عليه و اله مي‌فرمايند دعا مغز عبادت است.

 

 

مأخذ 5: « عن علي رضي الله عنه قال قال رسول الله صلي الله عليه و اله ثم  الدعاء سلاح المؤمن  وعماد الدين ونور السماوات والأرض هذا حديث صحيح ».[1] قال الحاكم و الذهبي «اشرف العبادة الدعاء». الأدب المفرد: ص...

 

ترجمه: از حضرت علي رضي الله عنه روايت شده كه آن حضرت صلي الله عليه و اله فرمودند: دعا سلاح مؤمن است و ستون دين است و نور آسمانها و زمين است. حاكم و ذهبي گفته‌اند دعا بهترين عبادت است.

 

 

حضرت شاه ولي الله صلي الله عليه و اله در تفسير آيه «وَ إِذا حُشِرَ النّاسُ كانُوا لَهُمْ أَعْداءً وَ كانُوا بِعِبادَتِهِمْ كافِرينَ» مي‌نويسد: «از اين آيت دريافت شد كه دعاء عبادت است در آيت اول ذكر دعاء بود و در اينجا همان دعاء را به عبادت تعبير نمود». بلاغ المبين: ص ...

حضرت شاه ولي الله رحمه الله عليه مي‌نويسد: «پس ثابت شد كه از اولياء الله حاجت روائي خواستن و ايشان را دعوت نمودن و نزد قبور ايشان با استغاثه رفتن عبادت نمودن است ايشان را، اگر چه اين عابدان دعاي خود را عبادت ندانند و گويند ما عابدان قبور ني‌يم]نيستيم[بلكه زائران قبوريم».بلاغ المبين: ص ...

سؤال: صدا كردن يك هستي شرك نيست بلكه عبادت كردن او شرك است براي اينكه مفسرين دعاء را بمعناي عبادت تعبير مي‌كنند.

جواب: ترجمه، مفهوم و معناي موضوع له دعاء هرگز عبادت نيست براي اينكه ماده‌ي هر يكي جداست و معناي دعاء فقط صدا كردن و مدد خواستن است.

 

آنگونه كه شاه ولي الله رحمه الله عليه مي‌نويسد: «ليس المراد من الدعاء العبادة كما قاله المفسرون بل هو الاستعانة لقوله تعالي بل ايّاه تدعون فيكشف ما تدعون». حجةالله البالغة: ج1 ص119

 

ترجمه: منظور از دعا چنانكه بعضي از مفسرين گمان كرده‌اند عبادت نيست بلكه همان فرياد يا خواستن است.

 

 

چنانچه خداوند متعال مي فرمايد: بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ انعام/41

 

 

ترجمه: نه بلكه خاص به جانب او دعا مي‌كنيد پس دفع مي‌كند آنچه دعا مي‌كنيد براي دفع آن اگر خواهد و فراموش مي‌كنيد آن چيز را كه او را شريك مقرر كرديد.

 

امام راغب اصفهاني رحمه الله عليه مي‌نويسد: «الدعاء كالنداء إلا أن النداء قد يقـال بـ"­يا" أو "أيا" و نحو ذلك من غير أن يضم عليه الإسم و الدعاء لايكاد يقال إلاّ إذا كان مع الإسم نحو يا فلان أي إن قال و دعوته إذا سألته و إذا استعنته دعوت فلاناً إذا ناديته و صحته به». المفردات القرآن كتاب الدال بحث دعا

 

ترجمه: دعا مانند ندا است با اين فرق كه ندا با حروف «يا» «أيا» و غيره بدون نياز به افزودن است مي‌شود اما دعا بدون افزودن اسم نمي‌شود مانند يا فلان ...

 

سؤال: پس چرا مفسرين دعاء را عبادت معني كردند؟

 

قبل از جواب، تمهيد

تمهيد اول:  دعاء بر دو قسم است:

اول دعاي عبادت: يعني هستي را مافوق الاسباب، مالك نفع و ضرر دانسته براي حصول حاجات با داشتن عقيده‌ي شركيه‌اي صدا كرده شود.

دوم دعاي عادت: يعني مخلوقي را بدون داشتن عقيده‌ي شركيه‌اي صدا كند.

قسم اول دعاء براي غيرالله عبادت اوست و شرك مي‌باشد و قسم دوم جايز و مباح است و هر دو قسم دعاء را قرآن كريم ذكر كرده است.

مثال قسم اول «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ » غافر/60

 

ترجمه: و گفت پروردگار شما دعا كنيد بجانب من تا قبول كنم دعاي شما را هر آينه آنان كه تكبر مي‌كنند از عبادت من داخل خواهند شد به دوزخ خوار شده.

 

مثال قسم دوم «ادعـوهـم لآبـائهـم». احزاب/5

 

ترجمه: بنام پدرانشان آنها را صدا بكنيد.

 

تمهيد دوم: در چندين مورد مفسرين كرام كلمات قرآنيه را تحت اللفظي ترجمه نمي‌كنند، بلكه معناي مورد نظر يا حاصل معني را بيان مي‌كنند، اما بعضي انسانهاي كج فهم يا كم استعداد هنگامي كه آنها را به عنوان ترجمه لفظي بيان مي‌كنند، معناي قرآني غلط مي‌شود.

جواب: مفسرين رحمهم‌الله دعاء را بطور ترجمه لفظي به لفظ عبادت نمي‌آورند چنانكه خيال خام غلات است بلكه بطور حاصل معني مي‌آورند، فقط براي فهماندن اين مسئله كه صدا كردن در صورتي شرك است كه با عقيده‌ي تصرف مافوق الأسباب باشد زيرا كه اين عبادت قرار مي‌گيرد و صدا كردن عادي شرك نيست خلاصه اينكه مفسرين فرق بيان كرده‌اند در ميان دعاي عبادت و دعاي عادت. چنانچه كه ذكر شد.

و همانطور كه حضرت شاه ولي الله رحمه الله عليه  مي‌نويسد: «مفسرين حاصل معنا با طريق افهام بيان مي‌كنند مردمان ناواقف گمان مي‌كنند كه لفظي معنا كرده‌اند دعاء بمعناي مطلق خواندن كسي را منع نيست بلكه مراد خواندن كسي را در غايبانه حاجات است لهذا مفسرين تفسير با عبادت مي‌كنند». فوز الكبير: ص ...

سؤال: آيا بعد از وفات أنبياء عليهم السلام و اولياء كرام بدون عقيده‌ي شركيه بر قبور آنها رفته فقط به اين خاطر كه نزد بعضي از علماء مرده مي‌شنود از آنها دعا خواستن جايز است يا خير؟

جواب: دعا طلب كردن بغير عقيده‌ي شركيه فقط از هستي زنده جايز بلكه مسنون است از مرده ناجايز و بدعت است، خواه ميت نبي باشد يا شهيد. البته بر سر قبور أنبياء عليهم السلام درود و سلام فرستادن سنت است.

 

علامه آلوسي رحمه الله عليه مي‌نويسد:«و تحقيق الكلام في هذا المقام أن الإستغاثة بمخلوق و جعله وسيلة بمعني طلب الدعاء منهم ..... و أما إذا كان المطلوب منه ميّتاً أو غائباً فلايستريب عالم أنه غير جائز و أنه من البدع التي لم يفعلها أحد من السلف ..... و لم يرد أن أحد من الصحابة  و هم أحرص الخلق علي كل خير أنه طلب من ميت شيئاً بل قد صح عن إبن عمر  رضي الله عنهما أنه كان يقول إذا دخل الحجرة النبويّة زائراً "السلام عليك يا رسول الله صلي الله عليه و اله السلام عليك يا أبابكر، السلام عليك يا أبت" ثم ينصرف و لا يزيد علي ذلك و لا يطلب من سيّد العالمين  أو من ضجيعيه المكرّمين رضي الله عنهما شيئاً و هم أكرم من ضمته البسيطة و ارفع قدراً من سائر من أحاطت به الأفلاك المحيطة، نعم الدعاء في هاتيك الحضرة المكرّمة و الرّوضة المعظّمة أمر مشروع فقد كانت الصحابة تدعوا الله تعالي هناك مستقبلين القبلة و لم يرد عنهم إستقبال القبر الشريف عند الدعاء مع أنه أفضل من العرش». روح المعاني: ج6 ص125

 

 

ترجمه: توضيح مطلب در اينجا اين است كه كمك خواستن از مخلوق در حاليكه وسيله‌اي است به معني طلب دعا از آن ..... اما زمانيكه مطلوب يعني كسي كه آن را صدا مي‌كنند مرده يا غايب باشد هيچ عالمي شك نمي‌كند كه اين غير جايز و از بدعتهايي است كه از هيچ يكي از اسلاف ديده نشده ..... و از هيچ صحابه‌اي روايت نشده كه (در حاليكه آنها بيشترين حرص بر انجام اعمال خير داشتند) كه از مرده‌اي طلب بكند چيزي، بلكه در روايت صحيح از ابن عمر آمده كه هرگاه وي داخل حجره‌ رسول اكرم صلي الله عليه و اله  به نيت زيارت مي‌شد مي‌فرمود: «السلام عليكم يا رسول الله- السلام عليكم يا ابابكر- السلام عليكم يا ابت» سپس برمي‌گشت در حاليكه نه از رسول اكرم صلي الله عليه و اله و نه از دو دوستش چيزي طلب مي‌كرد در حاليكه اينها بهترين مخلوقات و مكرم‌ترين آنها بودند. بله دعا كردن در كنار جسد مكرم آن حضرت صلي الله عليه و اله و روضه‌‌ي مباركه امر مشروعي است زيرا صحابه از خداوند متعال در اين محل حاجت هايشان مي‌خواستند در حاليكه رو بطرف قبله بودند و از هيچ يكي روايت نشده كه هنگام دعا رو بروي قبر مبارك به ايستد در حاليكه قبر آن حضرت صلي الله عليه و اله از عرش عظيم با فضيلت‌تر هستند.

 

علامه محمد اسحاق دهلوي  رحمه الله عليه مي‌نويسد: «از اين عبارت شيخ عليه‌الرحمه چنان مستفاد گرديد كه أنبياء عليهم السلام از اين حكم كه ممانعت استعانت و استمداد است از اهل قبور مستثني‌اند و لحاظ آنكه ايشان را در برزخ حيات ابدي ثابت شده كه ديگران را سواي شهداء في سبيل الله نيست و حال آنكه حيات آنجا مماثل حيات دنيا نيست بلكه احكام حيات دنيا ديگر است و احكام حيات آنجا ديگر. بنابرآن اين استثناء درست نمي‌آيد حق آنست كه انكار فقهاء عام است از آنكه استمداد از قبور أنبياء كند يا از قبور غير ايشان، همه جايز نيست و از عبارت ديگر كتب فقهاء كه در اين جواب ايراد كرده مي‌شوند واضح خواهد گرديد». اربعين: ص23

سؤال: در حديث شريف است: «إذا تحيّرتم في الأمور فاستعينوا بأهل القبور» (هرگاه در كارهايتان حيران و سرگردان شديد پس از اهل قبور استمداد بطلبيد) پس از اين ثابت مي‌شود كه استمداد از قبور جايز است؟

جواب: اين حديثي نيست بلكه مقوله‌ي افتراء شده‌ي دروغيني است.

 

علامه آلوسي رحمه الله عليه مي‌نويسد: «و أعظم من ذلك أنهم يطلبون من أصحاب القبور نحو إشفاء المريض و إغناء الفقير و رد الضّالة و تيسير كل عسير و توحي إليهم شياطينهم خبر – إذا أعييتكم الأمور الخ و هو حديث مفتري علي رسول الله صلي الله عليه و اله باجماع العارفين بحديثه لم يروُه أحد من العلماء و لايوجد في شئ من كتب الحديث المعتمدة و قد نهي النبي صلي الله عليه و اله عن إتخاذ القبور مساجد و لعن علي ذلك فكيف يتصوّر منه عليه الصلوة و السلام الأمر بالإستغاثة و الطلب من أصحابها سبحانك هذا بهتان عظيم». روح المعاني: ج6 ص127

 

 

ترجمه: و بزرگتر از همه‌ي اينها اين است كه آنها از اهل قبور درخواست مي‌كنند خواسته‌هاي مانند شفا دادن بيمار و ثروتمند كردن فقير و پيدا كردن گمشده و آسان كردن هر چيز سخت ........... ( حديث إذا أعييتكم الأمور الخ) در حاليكه اين افترائي است بر رسول اكرم صلي الله عليه و اله به اجماع كسانيكه به حديث آن حضرت صلي الله عليه و اله اطلاع دارند روايت نكرده اين حديث را هيچ كسي از علماء و در هيچ كتاب معتمدي اين روايت يافته نشده در حاليكه آن حضرت صلي الله عليه و اله از قرار دادن قبور بجاي مسجد نهي كرده و لعنت كرده بر كسي كه اين كار را بكند پس چگونه تصور مي‌شود كه آن حضرت صلي الله عليه و اله امر به كمك خواستن و طلب كردن از اصحاب قبور بكند-  سبحانك هذا بهتان عظيم.

 

حضرت شاه ولي الله رحمه الله عليه مي‌نويسد: «اين حديث قول مجاوران است براي اخذ نذر و نياز قبور، بر مصطفي صلي الله عليه و اله افتراء كرده‌اند در كتب صحاح، حديث اصل ندارد و علماي محدثين و صوفيه محققين كه جامع علوم ظاهر و باطن بودند گفته‌اند كه اين حديث «إذا أعيتكم الأمور فعليكم بأصحاب القبور» و حديث «لو حسن ظنه بحجر لنفعه» موضوعات و مفتريات گورپرستان مقابريه است براي جلب منافع، افتراء بر پيغمبر كرده‌اند». بلاغ المبين: ص ...

 



1- المستدرك علي الصحيحين: ج1 ص669

+ نوشته شده توسط طالب العلم در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 8:43 |