تبليغاتX
نغمه توحید - قسمت بیست و هفتم.شرک در سوگند

شرك في الحلف

حلف بمعناي سوگند ياد كردن و آن بر دو قسم است:

اول حقيقي: و آن اين است كه هستي را غير از الله تعالى مافوق الأسباب، غيب‌دان، مالك نفع و نقصان و شفيع قهري دانسته براي تقرب او بنام او سوگند ياد كرده شود به اين عقيده كه اگر به دروغي ياد كنم يا سوگند ياد كرده را نقص كنم در اين صورت بر مال و جان و اولاد من نقصان و ضرر وارد مي‌شود و اگر در اين سوگند راستگو باشم و آن را نقض نكنم، پس در مال و جان و اولاد من بركت مي‌شود.

حكم: اين نوع سوگند براي هر ماسوي الله‌ كه باشد شرك حقيقي و عبادت اوست.

حضرت شاه ولي الله رحمةالله عليه مي‌نويسد: «و منها أنهم كانوا يعتقدون في أناس أن أسماؤهم مباركة معظمة و كانوا يعتقدون أن الحلف بأسمائهم علي الكذب يستوجب حرماً في ماله و أهله فلا يقدمون علي لذلك و لذا كانوا يستحلفون الخصوم بأسماء الشركاء بزعمهم فنهوا عن ذلك». حجةالله البالغة:ج1ص121

 

 

ترجمه: يكي از عقايد آنها اين بود كه آنها معتقد بودند كه اسم بعضي از مردمان مبارك و با عظمت است و معتقد بودند كه قسم دروغ بنام آنها حرمت در مال و اهل و عيال مي‌آورد به همين خاطر چنين كاري نمي‌كردند و هرگاه با يك نفر دعوا (در اموال و غيره) مي‌كردند او را به اسم شريكان (بزعم خودشان) خداوند متعال قسم مي‌‌دادند لذا از اين كار منع شدند.

 

مأخذ 1: « عَنْ سَعْدِ بْنِ عُبَيْدَةَ أَنَّ ابْنَ عُمَرَ سَمِعَ رَجُلاً يَقُولُ لاَ وَالْكَعْبَةِ فَقَالَ ابْنُ عُمَرَ لَا يُحْلَفُ بِغَيْرِ اللهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ 1 يَقُولُ مَنْ حَلَفَ بِغَيْرِ اللهِ فَقَدْ كَفَرَ أَوْ أَشْرَكَ قَالَ أَبو عِيسَى هَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ». الترمذي، كتاب النذور و الأيمان / 1455

 

ترجمه: حضرت ابن عمر رضي الله عنهما مي‌فرمايد از رسول اكرم صلي الله عليه و اله شنيدم كه فرمود: هر كس بغير نام خدا قسم ياد كند كافر گشته‌ است يا گفت شرك كرده است.

 

 


 

مأخذ 2: « عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ 4 عَنِ النَّبِيِّ 1 قَالَ مَنْ حَلَفَ فَقَالَ فِي حَلِفِهِ بِاللاًتِ وَالْعُزَّى فَلْيَقُلْ لا إِلَهَ إِلا اللهُ ». البخاري، كتاب الآيمان و النذور / 6159

 

 

ترجمه: از حضرت ابي‌هريره رضي الله عنه روايت شده است كه آن حضرت صلي الله عليه و اله فرمود: هر كس بر نام لات و عزى قسم ياد كرد بايد بگويد «لا إله إلا الله» (يعني كافر گشته است پس بايد تجديد اسلام كند).

 

دوم صوري: و آن اين است كه خالي از عقيده شركيه بنام غيرالله سوگند ياد كرده شود.

حكم: اينگونه سوگند گرچه شرك نيست ولي حرام است.

 

ملاعلي قاري رحمة الله عليه مي‌نويسد: «و يكره الحلف بغير أسماء الله و صفاته و سواء في ذلك النبي و الكعبة و الملائكة». مرقاة باب النذور: ج    ص   

 

ترجمه: و نا جايز است كه بغير نام‌ها و صفات خداوند متعال قسم ياد كند برابر است كه غير خدا نبي باشد يا كعبه باشد يا ملائكه.

 

 

علامه شامي رحمة الله عليه مي‌نويسد: «إن الحلف بغيره تعالي و صفاته عزّوجلّ مكروه كما صرّح به النوويّ في شرح المسلم بل الظاهر من كلام مشائخنا أنه كفر إن كان بإعتقاد أنه حلف يجب البريّة و حرام إن كان بدونه كما صرّح به بعض الفضلاء». شامي: ج1 ص14

 

 

ترجمه: بي‌شك قسم ياد كردن بغير نام خدا و صفات او ناجايز هست چنانچه علامه نووي در شرح مسلم در اين مسئله تصرح كرده است بلكه آنچه از كلام بزرگان دين فهميده مي‌شود اين است كه اگر اين قسم همراه با اين اعتقاد باشد كه بمقتضاي آن عمل كردن لازم و شكستن آن حرام است كافر مي‌شود چنانچه بعضي از بزرگان به آن تصريح كرده‌اند.

 

سؤال: حكم «فقد كفر» در حديث زجري و تشديدي است نه حقيقي.

جواب: اين حكم زجري نيست بلكه حقيقي است.

حضرت شاه ولي الله رحمة الله عليه مي‌نويسد: «و قد فسّره بعض المفسرين علي معني التغليظ و التهديد و لا أقول بذلك إنما المراد عندي اليمين المنعقدة و اليمين الغموس باسم غيرالله علي اعتقاد ما ذكرنا». حجة الله البالغة: ج ... ص ...

 

ترجمه: و بعضي مفسرين اين بحث (يمين) را چنين توضيح داده‌اند كه معني آن تغليظ و تهديد است البته من چنين اعتقادي ندارم بلكه بنظر من مراد يمين منعقده و يمين غموس[1] بر غير نام خداوند متعال است چنانچه قبلاً ذكر گرديد.

 

سؤال: بعضي از علماء، حديث را بر زجر حمل كرده‌اند.

جواب: در قانون اختلاف نيست، در مصداق اختلاف است، علمائي كه حلف حقيقي مراد گرفته‌اند حكم كفر را بر حقيقت حمل كرده‌اند و كسانيكه حلف صوري مراد گرفته‌اند حكم را زجري قرار داده‌اند.

علامه محدث عبدالحق دهلوي رحمة الله عليه مي‏نويسد: «با تحقيق حكم كرده‌اند بعض فقهاء به كفر كسي كه سوگند خورد به پدر شايد كه بر تقديري باشد كه اعتقاد كند تعظيم آباء و شريك گرداند به تعظيم خدا و الاّ حرمت و كراهت باقي است». و نيز مي‌نويسد: «اگر اين سوگند خوردن باللات و العزّي بطريق سبق لساني و عادت جاهليت است پس تدارك به كلمه‌ توحيد با جهت بودن اوست و صورت كفر امر مستحسن است و ظاهر آنست كه مراد همين است و الاّ اگر بقصد تعظيم بود كفر و ارتداد او صريح است واجب است از آن بدر آمدن از اسلام». اشعةاللمعات: ج4 ص211


سؤال: اگر سوگند به غيرالله شرك است پس چرا الله تعالى در قرآن كريم به مخلوق سوگند ياد مي‌كند؟

جواب اول:  قانون براي مخلوق مكلّف است نه براي خالق جل شأنه.

ملاعلي قاري رحمة الله عليه مي‌نويسد: «فإن قيل قد أقسم الله تعالي بمخلوقاته كقوله تعالي والصافات، والذاريات فالجواب إن لله‌تعالي ان يقسم بماشاء من مخلوقاته تنبيهاً علي شرفها». مرقاة : ج7 ص23 تعليق الصبيح: ج4 ص109

 

ترجمه: اگر سؤال شود كه خداوند متعال بر غير نام خودش قسم ياد كرده است مانند والصافات و والذاريات؟ جواب اين خواهد بود كه خداوند متعال مختار است كه بر هر چيز قسم ياد كند بخاطر شرافت دادن به آن چيزها.

 

جواب دوم:  در والعصر والشمس و غيره واو قسميّه نيست بلكه اشهاديّه است.

 



1- سوگند دروغ كه صاحب خود را در گناه فرو برد يا سوگند دروغ كه صاحبش ديده و دانسته كذب كند تا مال غير را تلف نمايد. دهخدا

+ نوشته شده توسط طالب العلم در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 8:18 |