ديدار خداوندي
از قرآن و حديث و اجماع صحابه و تابعين، اين امر ثابت است كه اهل ايمان در بهشت به ديدار خداوندي مشرف و سرفراز ميگردند و همانگونه كه خداي عزّوجل بندگان را ميبيند و او خود از جهت و مكان پاك و منزّه است در حاليكه بندگان در جهت و مكاني هستند، عقلا اين هم ممكن است كه بنده در جهت و مكان خاصي باشد ولي خداوند قدوس از جهت و مكان پاك و برتر بوده رؤيت شود.
براي رؤيت اين ضروري نيست كه آنچه ديده ميشود، حتما در جهت و مكان خاصي باشد، اينها تماما شروط عادي رؤيت هستند. چنانچه عقلا جايز است كه تمامي شرايط رؤيت موجود باشند ولي اگر خدا نخواهد رؤيت صورت نگيرد.
يا به تعبير ديگر: شخص آسيب ديده جن را ميبيند و با او حرف ميزند ولي ما نميبينيم، آن حضرت صلي الله عليه و اله حضرت جبرئيل امين عليه السلام را ميديدند و با او حرف ميزدند ولي حاضرين مجلس از ديدن فرشته وحي، محروم بودند. نيز عقلا اين هم ممكن است كه بدون اين شرايط مزعومه رؤيت صورت گيرد.
در صورت اول شرايط رؤيت موجود ولي رؤيت منتفي و در صورت دوم عكس آن است يعني شرايط مزعومه منتفي و رؤيت متحقق است.
امروزه خداي عزّوجل با چشمان دل بدون كيفيت مشاهده ميشود و در روز قيامت با چشمان سر بدون كيف مشاهده خواهد شد. إن شاء الله
مكان بغير مكان و جهت بغير جهت مشاهده ميشود در حاليكه مكان در مكاني نيست و جهت در جهتي نيست وگر نه تسلسل لازم ميآيد. اگر حق تعالي شانه بدون جهت و مكان بنظر بيايند كجاي اين محال است؟ نيز: مكان و جهت كه در مخلوق خداوندي هم شرط نيستند. وقتي آنها بدون جهت و مكان، ميتوانند بنظر بيايند، پس چرا براي ديدار خالق كائنات شرط جهت و مكان زده شود؟
و علي هذا: براي رؤيت، احاطهي مرئي نيز شرط نيست، چنانچه ما آسمان را ميبينيم ولي آسمان را احاطه كننده نيستيم.
همچنين رؤيت، يك قسم خاصي از علم و معرفت است و بنزد هيچ عقلمندي از شرايط ادراك نيست كه علم و معرفت، در جهت و مكاني باشد، پس همانگونه كه معرفت خداوندي بدون صورت و كيفيت و بدون مكان و جهت ممكن است، ديدارش نيز بدون مكان و جهت ممكن است.
« قال الاستاذ ابوالقاسم قشيري: سمعت ابابكر بن فورك يقول: سئل الاستاذ ابوسهل عن جواز رويه الله تعالي من طريق العقل، فقال الدليل شوق المومنين الي لقائه و الشوق ارادة مفرطة والارادة لا تتعلق باعمال. فقال السائل و من الذي يشتاق الي لقائه؟ فقال الاستاذ ابوسهل: يشتاق اليه كل حر مومن فاما من كان مثلك فلا يشتاق » [ كذا في طبقات الشافعيه الكبري في ترجمه محمد بن سليمان ابي سهل ج2ص163 ]
استاد ابوالقاسم قشيري رحمه الله ميفرمايند: من شنيدم كه ابوبكر بن فورك ميفرمود: از استاد ابوسهل سوال شد آيا عقلا ديدار خداوندي ممكن است؟ ايشان فرمودند: شوق و اشتياق اهل ايمان به ملاقات خداوندي دليل امكان آن است زيرا كه شوق ارادهي مفرط را گويند و اراده، به محال متعلق نميباشد. باز سائل پرسيد: آن كيست كه مشتاق اين لقاء است؟ فرمود: هر مسلمان مخلص مشتاق لقاي خداي عزّوجل است البته كساني كه مثل تو باشند مشتاق نيستند.
واقعيت اين است كه اشتياق خلاف عقل نيست بلكه عدم اشتياق خلاف عقل است. عقلا چگونه ممكن است كه انسان، مشتاق ديدارمحسن و مربي خود نباشد؟ حضرت موسي عليه السلام كلام الهي را شنيده از كلام، اشتياق ديدار متكلم پيدا شد و درخواست ديدار فرمود: « رب ارني انظر اليك » جواب آمد « لن تراني » يعني نميتوانيد من را ببينيد و تاب جمال بي مثال من را نداريد. اين درخواست مشتاقانه حضرت موسي عليه السلام خود دليل امكان آن است، اگر ديدار خداوندي امري محال ميبود، هرگز حضرت موسي عليه السلام سوال نميكردند. مگر اين ممكن است كه پيامبر خدا اين علم را نداشته باشد كه در بارگاه خداوندي كدام چيز ممكن و كدام امر محال است؟
همچنين جواب خداوندي نيز دال بر امكان آن است. زيراكه در جواب فرمود: « لن تراني » شما نميبينيد و نه گفت « لن اري » من مشاهده نمي شوم. يعني نگفت رويت من ممكن نيست.
يا مثلاً: شخصي در ظرف شخص ديگري چيزي را ببيند و تصور كند كه خوردني هستند و بگويد: « اعطنيه لاكله » آنها را بدهيد تا من بخورم. اگر آن چيز خوردني نباشد، آن شخص در جواب ميگويد: « انه لايوكل» يعني اينها خوردني نيستند. و اگر خوردني باشند در جواب ميگويد: « انك لن تاكله » يعني شما نمي توانيد بخوريد. مطلب اين كه اگر چه اينها خوردني هستند ولي معده شما تحمل آن را ندارد.
پس مطلب جواب خداوندي « لن تراني » اين است كه اگر چه من قابل رويت هستم و بين من و تو حجابي نيست اما شما تحمل و قوت ديدار را نداريد. لذا شما در اين وقت نميتوانيد من را ببينيد در آخرت به شما تحمل و قوت داده ميشود و آن جا ميتوانيد مرا ببينيد.
نيز: دنيا دار فنا و آخرت دار بقاست بعد از آنكه به آخرت برسيم نه بر كسي مرگ ميآيد و نه كسي را ضعف لاحق ميشود. در دنيا خاصيت هر منطقه جدا گانه است. آخرت را نيز چنين بفهميد كه خاصيت آنجا با دنيا متفاوت است. آنجا قدرت قدرت است و از ضعف و ناتواني نام و نشاني وجود ندارد. لذا در آنجا تحمل و قدرت ديدار خداوند حاصل ميشود.
علاوه از اين، در كلام عرب كلمه « لن » براي نفي وجود، استعمال ميشود براي نفي امكان استفاده نميشود.
خلاصه كلام اينكه: ديدار خداوندي عقلا ممكن است و خبر دهندهي صادق ( نبي آخر الزمان ) خبر وقوع آن را داده است. پس ايمان آوردن بر آن واجب و ضروري است البته حقيقت و كيفيت ديدار را به جز خداي عزّوجل كسي ديگر نميداند.
رؤيت از ديدگاه قرآن
1- الله تعالي در آيه 26 سوره يونس ميفرمايد: ( لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ ) آنانكه نيكوكاري كردند برايشان بهشت باشد و زياده بر آن يعني رؤيت خداوند.
زياده و افزوني يعني آنچه افزون بر نعمات بهشت باشد. اينجا منظور ديدار خداي عزوجل است كه مومنان ( در بهشت ) با چشم سر مشاهده خواهند كرد. چنانكه ابوبكر صديق رضي الله عنه ميفرمايد : مراد از« حسني » در آيهي مذكور بهشت است و مراد از: « زيادة » ديدار خداي عزوجل است. زيرا كه بهشت بدون ديدار خداي عزّوجل لذت ندارد.
2- نيز در آيه 35 سوره قاف ميفرمايد: ( لَهُمْ مَا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ ) ايشان راست آنچه خواهند در بهشت و نزديك ما زياده است از آن. مراد از مزيد: ديدار خداي عزوجل است.
3- همچنين در آيههاي 22 و 23 سوره قيامه ميفرمايد: ( وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ = إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ) يك پاره چهره ها آن روز تازه باشند، بسوي پروردگار خود نظر كننده باشند.
4- نيز در آيه 15 سورهي مطففين ميفرمايد: ( كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ ) حقا كه ايشان از ديدار پروردگار خويش آن روز محجوب بُوَند.
محجوبون جمع محجوب به معني مستور وپرده نشين و محروم است. مراد، محروم از رحمت خدا، بي بهره از لقاي پروردگار، ومطرود از حضور در بارگاه قرب الهي و بي بهره از لذت ديدار محبوب است. (تفسير نور)
پس مفهوم مخالف آيه بر اين دلالت ميكند كه مومنين از ديدار حق تعالي محروم و مستور نيستند.
رؤيت از ديدگاه سنت
رؤيت حق تعالي شأنه در آخرت نصيب نيكان خواهد شد، در احاديث صحيح و متواتر كه جمع كثيري از اصحاب كرام رضي الله عنهم آنها را روايت كرده اند آمده است:
1- 6204 « عن أبي هريرة ( قال قال أناس يا رسول الله صلي الله عليه و اله هل نرى ربنا يوم القيامة ؟ فقال: ( هل تضارون في الشمس ليس دونها سحاب ). قالوا لا يا رسول الله قال: ( هل تضارون في القمر ليلةالبدر ليس دونه سحاب ) . قالوا لا يا رسول الله قال: ( فإنكم ترونه يوم القيامة كذلك » [ صحيح بخاري ]
حضرت ابوهريره رضي الله عليه ميفرمايد: مردم از رسول اكرم صلي الله عليه و اله پرسيدند آيا روز قيامت ما پروردگار خود را ميبينيم؟ ايشان فرمود: آيا از ديدن خورشيد وقتي كه ابري حائل نباشد، شك ميكنيد؟ گفتند خير يا رسول الله. فرمودند: آيا از ديدن ماهتاب شب چهارده وقتي كه ابري حائل نباشد، شك ميكنيد؟ گفتند خير يا رسول الله. فرمودند كه پس شما روز قيامت خدا را چنين ميبينيد.
2- 547 « عن جرير: قال كنا جلوسا عند النبي صلي الله عليه واله إذ نظر إلى القمر ليلة البدر قال: إنكم سترون ربكم كما ترون هذا القمر لا تضامون في رؤيته » [ صحيح بخاري ]
حضرت جرير رضي الله عنه ميفرمايد: شب چهاردهم ماه ما خدمت آن حضرت صلي الله عليه و اله نشسته بوديم، ناگهان ايشان بطرف ماه نگاه كرده فرمودند: همانا البته ميبينيد پروردگار خود را روز قيامت همان گونه كه اين ماه را ميبينيد و در رؤيتش ازدهام نميكنيد.
3-181 « عن صهيب رضي الله عنه قال قال رسول الله صلي الله عليه و اله اذا دخل اهل الجنة الجنة يقول الله تعالي: تريدون شيئا ازيدكم؟ فيقولون: الم تبيض وجوهنا؟ الم تدخلنا الجنة؟ الم تنجنا من النار؟ قال: فيكشف الحجاب. فما اعطوا شيئا احب اليهم من النظر الي ربهم عزوجل» ثم تلا هذه الايه: « للذين احسنوا الحسني و زياده » صحيح مسلم
از حضرت صهيب رومي رضي الله عنه روايت است كه آن حضرت صلي الله عليه و اله فرمود: وقتي اهل بهشت در بهشت داخل شوند الله تعالي ميفرمايد: اي اهل بهشت! چيزي بيشتر ميخواهيد؟ اهل بهشت گويند: آيا چهرههاي ما را سفيد نگردانيدي، و آيا ما را به بهشت داخل نكردي و آيا ما را از دوزخ نجات ندادي.
فرمودند: سپس حجاب دور ميشود و از چيزهاي كه به آنان داده شده هيچ چيزي محبوبتر از ديدار خداي غزّوجل نيست. سپس آيهي مذكور را تلاوت فرمودند.
3- رسول گرامي عليه الصلوة و السلام فرمودند: چون روز قيامت بر پا شود، حق تعالي شأنه، اولين و آخرين را جمع كند، سپس معبود هر قوم را در جلويش قرار ميدهند. پس موحدان باقي بمانند، بايشان گفته ميشود: كه شما چه ميخواهيد و چشم دار كي هستييد؟ موحدين گويند: آنرا كه در آن دنيا ميپرستيديم نميبينيم. گفته شود اگر ببينيد ميشناسيد؟ گويند: اگر ما را شنا سا گرداند بشناسيمش. پس حق تعالي تجلي كند و ايشان همه در سجده افتند. فرشتگان گويند: اي موحدان! سرها را برداريد، كه حق تعالي جاي شما را بهشت گردانيد و دستور داد تا در عوض شما هر يكي، يك جهود و ترسايي را به دوزخ ببرند و شما را به بهشت داخل كنند.
رويت از ديدگاه سلف صالح
« قال الامام اعظم رحمه الله في كتابه الوصية: ولقا الله تعالي لاهل الجنة بلا كيف و لا تشبيه و لا جهة حق والمعني انه يحصل النظر بان ينكشف انكشافاً تاماً بالبصر منزهاً عن المقابلة و الجهة و الهيئة »
حضرت امام اعظم ابو حنيفه رحمه الله در كتاب « الوصيه » ميفرمايد: ديدار خداي عزّوجل براي اهل بهشت بدون كيفيت و تشبيه و جهت، با چشم سر حق و ثابت است به اين معني كه خداي عزّوجل ظاهر ميشود ظاهر شدني كامل در حاليكه از مقابل و جهت و هيئت پاك و برتر است.
حضرت حسن بصري رحمهلله ميفرمايد: اگر بندگان نميدانستند، كه خداوند را روز قيامت ميبينند، دلهايشان از غم آتش ميگرفت و عيش و خوشي دنيا برايشان تلخ ميشد.
يحيي بن معاذ رضي الله عنه ميفرمايد: الهي روز خوش نگذرد مگر به طاعت تو و شب خوش نگذرد مگر به مناجات تو و دنيا خوش نگذرد مگر بذكر تو و آخرت خوش نگذرد مگر به عفو تو و بهشت خوش نباشد مگر به ديدار تو.
همچنين از علماي معاصر شيخ محمد عبده ميفرمايد: رؤيت خداوند، رؤيتي است بدون كيفيت و حد و حدود، چنين ديدني ممكن نيست مگر با چشمي كه خداوند به بهشتيان ميدهد يا اينكه خاصيت دنيوي چشم را تغيير ميدهد، و اين چيزي نيست كه براي ما قابل درك باشد جز اينكه وقتي كه حديث آن صحيح است وقوع آن را تصديق كنيم. [ رسالة التوحيد ]
دكتر يوسف قرضاوي پس از نقل قول شيخ محمد عبده مينويسد: اشتباه اساسي ( مخالفان رؤيت خداوند ) اين است كه دچار قياس غايب بر شاهد و قياس آخرت بر دنيا شدهاند در حاليكه قياسي مع الفارق است زيرا هر كدام از اين دو جهان، قوانين خاص خود را دارند. [ كيف نتعامل مع السنة النبوية ]
خلاصه: ما معتقد و آرزومند به ديدار خداي عزّوجل در بهشت برين هستيم و اصرار نداريم كه ديگران نيز چنين عقيده و آرزويي را داشته باشند. ديگران اگر ديدار خدا را در بهشت نميخواند، نخواهند. عقيدهي هر كسي براي خودش محترم. والسلام
