تبليغاتX
نغمه توحید - قسمت بیست و نهم. شرک در اعتکاف

شرك في‌الاعتكاف

شرك في‌الإعتكاف اين است كه غيرالله را مافوق الأسباب (هر چه باشد) عالم الغيب، مالك نفع و نقصان، مختار يا شفيع قهري دانسته براي تقرب و خوشنودي او در مكاني كه بطرف او منسوب است براي حصول مراد و يا دفع مصيبت و مرض، اعتكاف كند.

حكم: اين شرك في‌العبادت و إله قرار دادن غيرالله است.

مأخذ 1: ما هذِهِ التَّماثيلُ الَّتي أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ . الأنبياء / 52

 

ترجمه: چيستند اين بتها كه شما بر آنها مجاور قرار گرفته‌ايد.

 

مأخذ 2: يَعْكُفُونَ عَلي أَصْنامٍ لَهُمْ . الأعراف / 138

 

ترجمه: مي‌پرستيدند بتهاي خود را.

 

مأخذ 3: قالُوا نَعْبُدُ أَصْنامًا فَنَظَلُّ لَها عاكِفينَ . الشعراء / 71

 

ترجمه: گفتند مي‌پرستيم بتها را، پس هميشه در آنها نشسته‌ايم.

 

مأخذ 4: قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفينَ حَتّي يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسي . طه / 91

 

ترجمه: گفتند كه ما هميشه بر آن خواهيم ماند، تا كه برگردد به سوي ما موسى.

 

مأخذ 5: و انْظُرْ إِلي إِلهِكَ الَّذي ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفًا لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفًا . طه / 97

 

ترجمه: و بنگر به سوي معبودت كه تمام وقت بر آن معتكف بودي، ما آن را مي‌سوزانيم باز بباد مي‌دهيم آن را در دريا به باد دادني.

 

مأخذ 6: « عَنْ أَبِي وَاقِدٍ اللَّيْثِيِّ قَالَ خَرَجَنَا مَعَ رَسُولِ اللهِ صلي الله عليه و اله قِبَلَ حُنَيْنٍ فَمَرَرْنَا بِسِدْرَةٍ فَقُلْتُ يَا نَبِيَّ اللهِ اجْعَلْ لَنَا هَذِهِ ذَاتَ أَنْوَاطٍ كَمَا لِلْكُفَّارِ ذَاتُ أَنْـوَاطٍ وَكَانَ الْكُفَّارُ يَنُوطُونَ بِسِلاحِهِمْ بِسِدْرَةٍ وَيَعْكُفُونَ حَـوْلَهَا فَقَالَ النَّبِيُّ صلي الله عليه و اله اللهُ أَكْبَرُ هَذَا كَمَا قَالَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ لِمُوسَى ( اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةً ) إِنَّكُمْ تَرْكَبُونَ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ  ». مسند احمد، مسند الأنصار / 20895 «اورده ابن جرير و رواه ابن ابي حاتم من حديث كثير بن عبدالله بن عمرو بن عوف المزني عن ابيه عن جده مرفوعاً». ابن كثير: ج2 ص244

 

ترجمه: ابي واقد ليثي مي‌فرمايد: همراه رسول اكرم صلي الله عليه و اله از مدينه بيرون شديم بطرف حنين پس بر درخت سدر گذر كرديم پس من گفتم اي نبي خدا اين درخت را براي ما ذات انواط قرار بده همچنان كه براي كفار ذات انواط است. كفار درختهاي را مشخص مي كردند و سلاح هايشان را به آن آويزان مي‌كردند و خود در مجاورت آن درخت سكونت اختيار مي‌كردند. پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله فرمود: الله اكبر اين همان چيزي است كه بني اسرائيل به موسي گفتند ( اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةً )   

 

شيخ الاسلام ابن تيميه رحمةالله عليه مي‌نويسد: «فأما العكوف و المجاورة عند شجر أو حجر تمثال أو غير تمثال أو العكوف و المجاورة عند قبر نبي أو غير نبي أو مقام نبي أو غير نبي فليس هذا من دين المسلمين بل هم من جنس دين المشركين الذين اخبر الله عنهم بما ذكره في كتابه حيث قال الخ...». صراط مستقيم: ص441

 

ترجمه: اما سكونت و مجاورت كنار درخت يا سنگ تصوير باشد يا غير تصوير يا سكونت يا مجاورت در كنار قبر نبي يا غير نبي يا محل نبي يا غير نبي از دين مسلمانان نيست بلكه اين از جمله‌ي اعتقادات مشركين است چنانچه خداوند متعال از اين موضوع در كتاب خودش ما را با خبر ساخته است.....

 

 

علامه ابن كثير رحمة الله عليه مي‌نويسد: «وحكي عن ابن عباس ومجاهد والربيع بن أنس أنهم قرءوا اللات بتشديد التاء وفسروه بأنه كان رجلا يلت  للحجيج في الجاهلية السويق فلما مات عكفوا على قبره فعبدوه». ابن كثير: ج4 ص254 البخاري 4859

 

ترجمه: از ابن عباس و مجاهد و ربيع روايت شده كه آنها لات را با تشديد تلفظ كرده‌اند و گفته‌آند وي شخصي بوده كه براي حجاج ستو درست مي‌كرده اما زماني كه مي‌ميرد مردم بر قبرش جمع مي‌شوند و او را عبادت مي‌كنند.

 

صاحب اخبار مكه ازرقي رحمه الله عليه مي‌نويسد: «فكانوا اذا فرغوا من حجهم و طوافهم بالكعبة لم يحلوا حتي يأتوا العزي فيطوفون بها و يحلون عندها و يعكفون عندها يوماً». ازرقي: ج1 ص75 

 

ترجمه: زماني كه از حج و طوافشان به كعبه فارغ مي شدند از احرام بيرون نمي‌شدند تا زمانيكه مي‌آمدند به نزد بت عزا پس طواف مي‌كردند بر آن و سپس از احرام خارج مي‌شدند و يك روز نزد او سكونت مي‌كردند.

 

سؤال: اگر شخصي خالي از عقيده‌ي شركيه بر مزار يك بزرگي براي الله تعالى اعتكاف كند جايز است يا خير؟

جواب: اعتكاف براي الله تعالى علاوه بر مسجد در هيچ مكاني جايز نيست حتي بر مكانهاي مقدسي مانند عرفات، مزدلفه، مني و غيره هم جايز نيست پس مزار يك بزرگي را معتكَف قرار دادن بدعت شنيعه و مخالف نص قطعي و بغاوت اجماع امت است.

فقيه العصر علامه ابن نجيم و ابن عابدين و امام شوكاني رحمهم‌الله مي‌نويسند: «و الكون في المسجد و النيّة شرطان للصحة». بحرالرائق: ج ... ص299 – شامي: ج1 ص129 – فتح القدير: ج2 ص107

 

ترجمه: نيت و بودن در مسجد دو شرط صحت اعتكاف هستند.

 


 

علامه جصاص رازي رحمه الله عليه مي‌نويسد: «أما شرط كونه في المسجد في الإعتكاف فالأصل فيه قوله عزوجلّ "وَ لا تُباشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِدِ" فجعل من شرط الإعتكاف الكون في المسجد فحصل من جميع اتفاق السلف ان من شرط الإعتكاف الكون في المسجد علي اختلاف منهم في عموم المساجد و خصوصاً علي الوجه الذي بيّنا». احكام القرآن: ج1 ص285

 

ترجمه: اما علت شرط بودن معتكف در مسجد به دليل قول خداوند متعال است كه مي‌فرمايد: (وَ لا تُباشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِدِ) پس يكي از شرايط اعتكاف را اين قرار داده كه در مسجد باشد پس از اتفاق نظر تمام سلف اين نتيجه بدست مي‌آيد كه بودن در مسجد از شرايط اعتكاف است با توجه به اينكه علماي سلف در مسجدهاي عام (مساجد غير جامع) اختلاف داردند خصوصاً با آن شرايطي كه ما بيان كرديم.

 

مأخذ: وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِدِ . البقرة/187

 

ترجمه: در حاليكه شما معتكِف باشيد در مسجدها.

 

علامه آلوسي رحمه الله عليه مي‌نويسد: «و في تقييد الإعتكاف بالمساجد دليل علي أنه لايصح إلاّ في المسجد إذ لو جاز شرعاً في غيره لجاز في البيت و هو باطل بالإجماع». روح المعاني: ج2 ص68

 

ترجمه: در مقيد بودن اعتكاف در مساجد اين دليل بدست مي آيد كه در غير مسجد اعتكاف درست نيست زيرا اگر شرعاً در غير مساجد اعتكاف مي‌بود البته در خانه جايز مي‌بود.

 

+ نوشته شده توسط طالب العلم در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 9:0 |