شرك في الحج
شرك في الحج اين است كه ذاتي را غير از الله تعالى مافوق الأسباب عالم الغيب دانسته براي زيارت يا طواف مكانهاي مخصوصه آنها از دور و دراز سفر كردن.
حكم: اين سفر كردن عبادت محسوب ميشود الله تعالى فقط دستور زيارت و طواف بيت الله را داده است اما مشركين براي تخريب دين ابراهيمي حج غيرالله را ميكردند و قرباني، تلبيه و غيره هم انجام ميدادند.
|
مأخذ 1: « قَالَتْ عَائِشَةُ نَزَلَتْ فِي الأَنْصَارِ كَـانُوا هُمْ وَغَسَّانُ قَبْلَ أَنْ يُسْلِمُوا يُهِـلُّونَ لِمَنَاةَ مِثْلَهُ وَقَالَ مَعْمَرٌ عَنِ الزُّهْرِيِّ عَنْ عُرْوَةَ عَنْ عَائِشَةَ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الأَنْصَارِ مِمَّنْ كَانَ يُهِلُّ لِمَنَاةَ وَمَنَاةُ صَنَمٌ بَيْنَ مَكَّةَ وَالْمَدِينَةِ قَالُوا يَا نَبِيَّ اللهِ كُنَّا لا نَطُوفُ بَيْنَ الصَّفَا وَالْمَرْوَةِ تَعْظِيمًا لِمَنَاةَ نَحْوَهُ ». البخاري، كتاب تفسير القرآن / 4483 |
|
ترجمه: حضرت عايشه رضي الله عنها ميفرمايد: (آيه إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعـائِرِ اللهِ) در مورد انصار نازل شده است. انصار و قبيله غسان قبل از اسلام براي منات (بت منات) احرام ميبستند. در روايت ديگري حضرت عايشه رضي الله عنها ميفرمايد: از انصار گروهي بودند كه براي منات احرام ميبستند و منات اسم بتي بود كه بين مكه و مدينه قرار داشت اين گروه از انصار خدمت آن حضرت صلي الله عليه و اله عرض كردند يا رسول الله صلي الله عليه و اله ما قبلاً بين صفا و مروه بخاطر احترام منات طواف نميكرديم. |
توضيح: انصار و قبيله غسان بجاي سعي بين صفا و مروه براي منات طواف ميكردند و از مدينهي منوره جهت زيارت و طواف منات احرام ميبستند و قصد سفرشان زيارت منات بود لذا خداوند متعال آيهي فوق را نازل كرد و گفت: «صفا و مروه از شعائرالله هستند» و سعي بين آنها بشود نه براي منات كه شعائرالله نيست.
|
شيخ الاسلام ابن تيميه رحمه الله عليه مينويسد: «اذ عباد الاوثان كانوا يقصدون بقعة فيها بعينها لتمثال هناك او غير تمثال يعتقدون ان ذلك يقربهم الي الله تعالي و كانت الطواغيت الكبار التي تشد اليها الرحال ثلثة اللات و العزّي و منات الثالثة الاخري». صراط مستقيم: ص313 |
|
ترجمه: زيرا كه بت پرستان محلي را بت در آن قرار داشت قصد ميكردند «بت تمثال باشد يا غير تمثال» معتقد بودند كه بتها «يا هر چيز مورد عبادت قرار گرفته» آنها را به خدا نزديك ميكند و طاغوتهاي بزرگ سه تا بودند: لات، عزّى و منات. |
|
صاحب البدور البازغة مينويسد: «فقد رأينا رجالاً من ضعيفي المسلمين يتخذون الاحبار و الرهبان ارباباً من دون الله و يجعلون قبورهم مساجد و يحجون الي قبورهم و آثارهم و اتلالهم كما كان اليهود و النصاري يفعلون ذلك». البدور البازغة: ص125 |
|
ترجمه: ديدهايم مرداني را از ضعفاي مسلمين كه ميگيرند علما و دراويش را معبود غير از الله تعالى 1و قبرهايشان را سجدهگاه قرار داده و بر قبرها و آثار و اماكن آنها مانند يهود و نصارى حج ميكنند. |
|
مأخذ 2: وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمَرَةَ للهِ . البقره/196 |
|
ترجمه: و تمام كنيد حج و عمره را براي خدا. |
سؤال: از دور و دراز سفركردن بغير از عقيده شركيه زيارت قبور، جايز است يا خير؟
جواب: زيارت قبور بر دو قسم است: اول رفتن براي زيارت قبور بمقدار سفر شرعي. دوم رفتن به زيارت قبرستان محله و يا شهر.
حكم: قسم دوم جايز بلكه سنت و مستحب است و نيز اگر سفر شرعي بقصد تجارت يا بقصد ديگري غير از زيارت قبر يا مزار بزرگي باشد، آنجا رفته سپس بدون نيت قبلي بزيارت قبري برود، جايز است و اگر سفر محض به نيت زيارت قبري باشد ناجايز و حرام است.
|
مأخذ 3: « عَنْ أَبِي سَعِيدٍ قَالَ سَمِعْتُ مِنْهُ حَدِيثًا فَأَعْجَبَنِي فَقُلْتُ لَهُ أَنْتَ سَمِعْتَ هَذَا مِنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى الله عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ فَأَقُولُ عَلَى رَسُولِ اللهِ صَلَّى الله عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَا لَمْ أَسْمَعْ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى الله عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لا تَشُدُّوا الرِّحَالَ إِلا إِلَى ثَلاثَةِ مَسَاجِدَ مَسْجِدِي هَذَا وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَالْمَسْجِدِ الأَقْصَى ». مسلم، كتاب الحج / 2383 |
|
ترجمه: از حضرت ابي سعيد روايت شده است كه گفت: من از او حديثي شنيدم كه براي من عجيب بود پس به او گفتم آيا خود شما از رسول اكرم صلي الله عليه و اله شنيدهايد؟ گفت: آيا من غير از پيامبر صلي الله عليه واله از كسي ديگر حديث روايت ميكنم؟ از رسول الله صلي الله عليه واله شنيدم كه فرمود: بار سفر بطرف هيچ مسجدي نبنديد مگر اين سه مسجد: 1- مسجد من (مسجدالنبي) 2- مسجدالحرام 3- مسجدالأقصى. |
قدري تشريح: در استثناء اين حديث بين علماء اختلاف است كه آيا استثناء متصل است يا منقطع؟ بعضي مستثني را متصل قرار داده و لفظ مسجد را مستثني منه مقدر كردهاند "اي لا تشدوا الرحال الي مسجد من المساجد إلاّ إلي ثلثة مساجد" در اين صورت تعلق نفي با مساجد ميشود نه با مقابر چنانچه شهر بن حوشب به همين قايل است گروه دوم علماء مستثني را منقطع قرار داده و مستثني منه كلمه عامي را مقدر ميكنند "لا تشدوا الرحال الي شئ من الأشياء إلاّ إلي ثلثة مساجد" طبق اين قول نفي سفر كردن به هر مكان و هر چيزي يعني از قبيل قبر، قدمگاه و غيره تعلق ميگيرد حضرت شاه ولي الله رحمه الله عليه به همين قايلاند و حديث را بر تحريم حمل ميكنند الآن بايد ديد كه مسلك علماي احناف دربارهي اين مسئله كه شخصي خالي از عقيدهي شركيه به اجمير شريف (نام محلي است) برود آيا جايز است يا خير؟
|
علامه شامي رحمه الله عليه مينويسد: «و هل تندب الرحلة لها كما اعتيد من الرحلة إلي زيارة خليل الرحمان و اهله واولاده وزيارة السيد البدوي وغيره من الأكابرالكرام لم أر منصرح به من ائمتنا».شامي: ج1 ص665 |
|
ترجمه: آيا مستحب است سفر كردن بطرف آن چنانچه عادت است كه ] مثلاً[ براي زيارت خليل الرحمن و خانواده وي و سيد بدوي و غيره كه از بزرگاناند سفر ميكنند؟ من چنين تصريحي از هيچ يك از علما نديدهام. |
فايده: علامه شامي مانند ما مقلد است دربارهي شد رحال خوب فرموده است و همين است عقيدهي ما كه از دور سفر كردن به قصد زيارت، براي شخص صحيح الاعتقاد جايز نيست بلكه حرام است دليل ما حديث لاتشدوا الرحال است در اين حديث نهي عام است مساجد و غير مساجد همه را شامل ميشود و اين حديث از سه صحابهي بزرگوار مروي است.
|
مأخذ 4: « عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ فَذَكَرَ الْحَدِيثَ قَالَ أَبُو هُرَيْرَةَ فَلَقِيتُ أَبَا بَصْرَةَ الْغِفَارِيَّ قَالَ مِنْ أَيْنَ أَقْبَلْتَ فَقُلْتُ مِنَ الطُّورِ فَقَالَ أَمَا لَوْ أَدْرَكْتُكَ قَبْلَ أَنْ تَخْرُجَ إِلَيْهِ مَا خَرَجْتَ إِلَيْهِ سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى الله عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ لا تُعْمَلُ الْمَطِيُّ إِلا إِلَى ثَلاثَةِ مَسَاجِدَ إِلَى الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِلَى مَسْجِدِي وَإِلَى مَسْجِدِ إِيلِيَاءَ أَوْ بَيْتِ الْمَقْدِسِ يَشُكُّ ». احمد، باقي مسند الأنصار / 22728 – مؤطا امام مالك، كتاب النداء للصلاة / 222 |
|
ترجمه: از حضرت ابي هريره رضي الله عنه روايت است حديث مذكور را روايت كرد ابوهرير رضي الله عنه ميگويد من ابوبصره غفاري را ملاقات كردم از من پرسيد از كجا ميآيي؟ گفتم از طور. گفت اگر قبل از رفتن تو را ميديدم تو نميرفتي زيرا من از رسول الله صلي الله عليه و اله شنيدم كه فرمود: جايز نيست رفتن بطرف هيچ مسجدي مگر بطرف سه مسجد 1- مسجدالحرام 2- مسجد من (مسجدالنبي) 3- مسجد ايليا يا گفت مسجد بيت المقدس. |
در روايت است كه چند نوجوان اراده كردند كه كوه طور را زيارت كنند حضرت ابو سعيد رضي الله عنه آنها را منع كرد و حضرت ابوهريره رضي الله عنه در مقابل منع سكوت فرمود و جواب نداد معلوم شد كه صحيح همين است كه ابوسعيد ميفرمايند. و اينكه در روايت مسند احمد «الي مسجد» آمده است اين اضافه از شهر بن حوشب است و دربارهي شهر بن حوشب امام مسلم رحمه الله عليه ميفرمايد كه إن شهراً تركوه و حافظ ابن حجر عسقلاني رحمه الله عليه درباره شهر بن حوشب ميفرمايد كه شهر بن حوشب شكاك بود به خاطر شكي كه داشت لفظ مسجد را اضافه كرد.
|
حضرت شاه ولي الله رحمه الله عليه دربارهي اين حديث مينويسد: «والحق عندي أن القبر و محل عبادة ولي من الأولياءالله و الطور كل ذلك سواء في النهي». حجةالله البالغة: ج1 ص 356 |
|
ترجمه: نزد من حق آنست كه قبر و محل عبادت بزرگي از بزرگان و كوه طور در ممنوعيت (يعني سفر كردن بطرف آن) با هم برابراند. |
علامه رشيد احمد گنگوهي رحمه الله عليه يك جواب اصولي دادهاند آن طور كه ايشان ميفرمايند:
«فعلي كه در ميان استحباب و حرمت داير ميشود در شرع مقدس اسلام چونكه ترجيح براي جانب حرمت است لذا آن فعل حرام ميشود و مسئلهي مذكور داراي همين حالت ميباشد كه نهايتاً از حديث مذكور استحباب ثابت ميشود و از حديث شد رحال حرمت ثابت ميشود لذا صورت حرمت ترجيح حاصل ميكند».
|
علامه رشيد احمد گنگوهي رحمه الله عليه مينويسد: «و قوله عليه السلام إلا فزوروها ليس وجوباً و إنما هو رخصة أو استحباب و هذا بحسب هذا المعني الأخير تحريم و إذا تردد فعل بين كونه مباحاً و حراماً أو بين كونه مستحبا و محرما فالغلبة للتحريم». كوكب الدرّي: ج1 ص156 |
|
ترجمه: اين فرموده آنحضرت صلي الله عليه و اله كه فرمودند قبرها را زيارت كنيد؛ براي وجوب زيارت قبور نيست بلكه جهت اذن و رخصت يا استحباب است اما اين زيارت با توجه به حديث دوم «لاتشدوا الرحال» حرام است و زمانيكه در مورد يك مسئله دو حكم حرمت و استحباب يا حرمت و اباحت قرار گيرد جانب حرمت ترجيح پيدا ميكند. |
بالفرض اگر گفته شود مزارهاي اولياء در حديث «شد رحال» داخل نيستند و فقط مساجد مراداند باز هم ممانعت سفر براي قبور بطريق اولى ثابت ميشود چونكه وقتي در حديث آمده است كه براي هيچ مسجدي سفر كردن جايز نيست بغير از سه مسجد، در صورتيكه مساجد معابد الهي و شعائرالله هستند، پس سفر كردن براي قبور اولياء چطور جايز ميباشد.

