تبليغاتX
نغمه توحید -

فقهاي شوافع و سفر قبور

حافظ ابن حجر رحمة الله عليه مي نويسد: «واختلف في شدّ الرحال الي غيرهما كالذهاب إلي زيارة الصالحين احياءً و امواتاً و الي المواضع الفاضلة لقصد التبرك بها و الصلوة فيها فقال الشيخ ابومحمد الجويني يحرم شد الرحال الي غيرها عملاً بظاهر هذا الحديث و اشار القاضي حسين الي اختياره و به قال عياض و طائفة و الصحيح عند امام الحرمين و غيره من الشافعيّة أنه لايحرم». صراط مستقيم: ص328

 

 

ترجمه: «شد رحال» به سوي غير اين دو محل مانند رفتن براي ديدن نيكان، زنده باشند يا مرده يا اماكن متبركه به نيت تبرك جستن به آن و نمازخواندن در آن محل اختلاف است. شيخ ابومحمد جويني با توجه به ظاهر حديث مي‌گويند «شد رحال» به ديگر اماكن حرام است و قاضي حسين اشاره به جايز بودن آن كرده است عياض و يك گروه ديگر از علماء گفته‌اند كه جايز است امام الحرمين و ديگران از شافعيه مي‌گويند حرام نيست.

فايده:  اولاً از اين عبارت معلوم شد كه از حضرت امام شافعي رحمة الله عليه روايت جواز اين سفر منقول نيست وگرنه مقلدين آن بر خلاف امام خود به دو گروه تقسيم نمي شدند. ثانياً نزد حضرات شوافع جواز سفر قبور اتفاقي نيست بلكه مختلف فيه است بعضي اين گونه سفر را حرام مي‌دانند و بعضي حرام نمي‌دانند.

 

فقهاي حنابله و مسئله سفر قبور

شيخ الإسلام حافظ ابن تيميه رحمة الله عليه مي‌نويسد: «و قد اختلف اصحابنا و غيرهم هل يجوز السفر لزيارتها علي قولين احدهما لايجوز و المسافرة لزيارتها معصية لايجوز قصر الصلاة فيها و هذا قول ابن بطة و ابن عقيل و غيرهما لأن هذا السفر بدعة لم يكن في عصر السلف و هو مشتمل علي ما سيأتي من معاني النهي و الوجه الثاني أنه يجوز السفر إليها قاله طائفة من المتأخرين منهم ابوحامد الغزّالي و ابوالحسن بن عبدالدوس الحراني و شيخ ابومحمد المقدسي و ما علمته منقولاً عن احد من المتقدمين». صراط مستقيم: ص328

 

 

ترجمه: اصحاب ما و ديگران در مورد سفر براي زيارت قبور اختلاف دارند گروهي مي‌گويند جايز نيست و اگر كسي سفر كند اين سفر معصيت شمرده مي‌شود لذا قصر نمازها جايز نمي‌باشند اين نظر ابن بطه و ابن عقيل و ديگران است زيرا آنها مي‌گويند اين سفر بدعت است كه در زمانه سلف نبوده است. (نزد حنابله در سفر معصيت قصر نماز درست نيست) و از موارد ممنوع مي‌باشد. گروه دوم مي‌گويند اين نوع مسافرت جايز است اين قول عده‌اي از متاخرين است مثل ابوحامد غزالي و ابوالحسن ابن عبدالدوس و شيخ ابومحمد مقدسي. اين قول از هيچ يك از متقدمين نديده‌ام.

 

فايده: از اين عبارت شيخ الإسلام (كه خود حنبلي مذهب است) سه چيز ثابت مي شود:

1-‌ از حضرت امام احمد رحمة الله عليه جواز اين گونه سفر قطعاً ثابت نيست وگرنه مقلدين حنابله با همديگر اختلاف نمي‌كردند.

2- قائلين جواز سفر فقط متأخرين حنابله هستند از متقدمين آنها جواز ثابت نيست.

3- جواز سفر قبور درحنابله اتفاقي نيست بلكه اختلافي است نزد بعضي جايز و نزد بعضي ناجايز، معصيت و بدعت است.

فايده: حضرت شيخ القرآن مولانا غلام الله خان رحمة الله عليه در تفسير جواهر القرآن شرك را بر چهار قسم تقسيم كرده است:

1-‌ شرك في العلم 2- شرك في التصرف 3- شرك في الدعاء 4- شرك في الفعل

تحت شرك فعـلي چهار عنوان ذكر فرمـوده است: 1- تحريمات الله 2- تحـريمات غيرالله 3- نذورات الله 4- نذورات غيرالله. از اين چهار قسم دوقسم يعني تحريمات غيرالله و نذورات غيرالله شرك هستند اما دو قسم ديگر شرك نيستند چرا كه آنها عبادت الهيه هستند واز بجا آوردن شعب توحيدي اعتقاداً و عملاً تقرب خداوندي حاصل مي‌شود.

مأخذ 1: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ .  المائده / 1

 

ترجمه: اي كسانيكه ايمان آورده‌ايد به عهدها وفا كنيد.

 

مأخذ 2: لا تحلوا شعائر الله . المائده / 2

 

ترجمه: حلال ندانيد نشانيهاي الله (را).

 

مأخذ 3: وَ جَعَلُوا للهِ مِمّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الأَنْعامِ نَصيبًا . الانعام / 136

 

ترجمه: و مقرر مي‌كنند براي خدا از آنچه آفريده از مزرعه و حيوانات بهره‌اي.

 

مأخذ 4: زَيَّنَ لِكَثيرٍ مِنَ الْمُشْرِكينَ . الانعام / 137

 

ترجمه: مزين كردند براي بسياري از مشركين.

 

سؤال: از نيازات غيرالله و تحريمات غيرالله مقصود مشركين خشنودي و تقرب معبودان آنهاست چرا در قرآن عظيم الشأن نيازات غيرالله حرام و نجس و تحريمات غيرالله حلال قرار گرفته‌اند؟

جواب: در ميان نيازات غيرالله و تحريمات غيرالله فرق است اينطور كه مشركين نيازات غيرالله را حلال و متبارك مي‌دانستند الله تعالي فرمود حرام و نجس‌اند و تحريمات غيرالله را حرام مي‌دانستند الله تعالى فرمود تحريمات آنها باطل است گوشت حيوانات و غيره را بخوريد يعني عكس اعتقاد آنها.

 

بحث ما اهل به لغيرالله

در اينجا سه چيز بيان مي‌شود اول مراد از لفظ "ما" چيست دوم معناي "اهلال" در زبان عربي چيست سوم مراد از "لغيرالله" چيست؟ بطور كلي مراد از ما اهل لغيرالله، هر آن چيزيكه تحت عقيده‌ي شركيه براي غيرالله نامزد مي‌شوند اين الفاظ را الله تعالي در قرآن در چهار جا ذكر فرموده است:

مأخذ 1: و ما أُهِلَّ بِه لِغَيْرِ اللهِ . البقره / 173

 

ترجمه: و حيواني كه نامزد گردد براي غير خدا.

 

مأخذ 2: و ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللهِ بِه . المائده / 3

 

ترجمه: و حيواني كه نامزد كرده شده براي غير خدا.

 

مأخذ 3: فَإِنَّهُ رِجْسٌ أوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللهِ بِه . الأنعام / 145

 

ترجمه: كه نجس است يا ذبيحه ناجايز كه نام غيرالله بر آن برده شود.

 

مأخذ 4: و ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللهِ بِه . النحل / 115

 

ترجمه: و آنچه خوانده شده بر آن نام غير الله.

 

البته در سوره‌ي بقره، مائده و نحل كلمه "ما" ذكر شده و در سوره انعام كلمه "فسقاً".

تحقيق كلمه ما

كلمه "ما" براي عموم مي‌آيد و به قرينه خاص مي‌شود.

فايده: در فسقاً نيز عموم ديده مي‌شود معناي فسقاً را حضرت تهانوي رحمة الله عليه در بيان القرآن تحرير فرموده آن حيوانات و غير حيواناتي كه وسيله‌ي شرك بشوند.

 

بعد از اين مي‌نويسد «فثبت من ذلك أن كلمة فسقاً عام في كل شئ و العام لايخص الا بقرينة واضحة»

 

ترجمه: پس ثابت شد كه «فسقاً» عام است و هر چيز را شامل مي‌شود و عام را بدون قرينه و دليل نمي‌توان خاص كرد.

و از كلمه ما معناي خاص را مراد گرفتن خلاف لغت قرآني است.

مترجمين و مفسرين از كلمه ما چه مراد گرفته‌اند؟

حضرت شاه رفيع الدين رحمه الله عليه مي‌نويسد: هر آن چيز كه نامزد شود براي غيرالله، چيزهائي كه بر آنها صدا بلند كرده شود براي غيرالله.

حضرت شاه عبدالقادررحمة الله عليه مي‌نويسد: بر هر آنچه صدا بلند كرده شود براي غيرالله.

در سوره  بقره معني مي‌كند چيزيكه نام گرفته شود بر او براي نام غير خدا. در سوره انعام معني مي‌كند يا چيزي گناه براي غيرالله. در سوره نحل معني مي‌كند چيزيكه نام گرفته شود بر او براي نام غير خدا، تمام مفسرين معناي عام را مراد گرفته‌اند حال بايد ديد كه مشركين چه چيزهايي را نذر مي‌كردند.

 

مأخذ: وَ جَعَلُوا للهِ مِمّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الأَنْعامِ نَصيبًا . الأنعام / 136

 

 

ترجمه: و مقرر مي‌كنند براي خدا از آنچه آفريده از مزرعه و حيوانات بهره‌اي.

 

علامه خازن رحمة الله عليه مي‌نويسد: «قال المفسرون كان المشركون في الجاهلية يجعلون لله من حروثهم و ثمارهم و انعامهم و سائر اموالهم نصيبا». خازن: ج    ص

 

ترجمه: مفسرين گفتند: مشركين در زمان جاهليت از كشاورزي، ميوه، حيوانات و ساير اموالشان حصه‌اي را براي خداوند متعال اختصاص مي‌دادند.

 


سؤال: مفسرين در ذيل "ما اهل" ذكر مذبوحه را كرده‌اند معلوم مي‌شود كه مراد از ما اهل مذبوحه است يعني آن چيزيكه ذبح كرده شود براي غير خدا. 

جواب: مفسرين كه از كلمه "ما" مذبوحه مراد گرفته‌اند نگفته‌اند كه ما منحصر و مخصوص به اين معني است وگرنه مذبوحه مراد گرفته شود چنانكه در سؤال آمده است تكرار لازم مي‌آيد با ما ذبح علي النصب كه در همين آيه جلوتر مي‌آيد چونكه مراد از ما ذبح علي النصب مذبوحه است.

سؤال: اگر كلمه ما عام است چرا مذبوحه نوشته شده؟

جواب: بطور نمونه و اهتمام چونكه در راه الله انسان بهترين مال خود را صرف مي‌كند به همين دليل الله تعالي نبي را فرمود "فصل لربك و انحر" و اگر جايي شأن و نزول بر مذبوحه آمده است جواب اين است كه العبرة لعموم اللفظ لا لخصوص المعني. (لفظ عام اعتبار دارد نه معني خاص)

 

علامه جصاص رازي رحمة الله عليه مي‌نويسد: «لأن النـزول عندنا سبب لايوجب الاقتصار لأن الحكم عندنا أن العبرة لعموم اللفظ لا لخصوص المعني». احكام القرآن: ج   ص3

 

 

ترجمه: زيرا كه نزول سببي است كه جايز نيست بر آن اقتصار شود زيرا كه قانون نزد ما اين است كه اعتبار براي عموم لفظ است نه براي معني خاص.

حضرت تهانوي رحمه‌الله "ما اهل" را معني مي‌كند:

«حيوانيكه به قصد تبرك بنام غير الله نامزد شده است». بيان القرآن: ج    ص96

و در سوره انعام فسقاً را معني مي‌كند: «حيوان يا غير حيوانيكه وسيله‌ي شرك باشد» لهذا ثابت شد كه علامه تهانوي رحمة الله عليه  "ما" را عام قرار داده‌اند.

 

+ نوشته شده توسط طالب العلم در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت 9:9 |