تبليغاتX
نغمه توحید - قسمت سی و سوم بحث كلمه لغيرالله

بحث كلمه اُهِلّ

اُهِلَّ از اهلال مشتق است معناي اهلال آواز بلند كردن، اُهِلَّ را بمعناي ذبح مراد گرفتن خلاف لغت قرآني است. 

آن گونه كه حضرت شاه عبدالعزيز رحمة الله عليه مي‌نويسد: «اُهل را بر ذبح حمل كردن خلاف لغت عرب و عرف است هرگز اهلال در لغت عرب و عرف آن ديار و آن وقت بمعناي ذبح نيامده در هيچ شعر و در هيچ عبارتي و نيز اگر اُهل را بر ذبح حمل كرده شود پس ذبح لغيرالله مراد خواهد شد ذبح باسم غير الله از كجا فهميده شود تا مدعاي اين مردم حاصل شود پس در اين عبارت اهلال را بمعناي ذبح گرفتن بعض لغيرالله را بجاي باسم غير ساختن قريب با تحريف كلام الهي مي‌رسد». تفسير عزيزي: ج1 ص611

 

امام بخاري رحمة الله عليه باب قائم كرده‌اند: «بَاب كَيْفَ تُهِلُّ الْحَائِضُ وَالنُّفَسَاءُ» و اهلال را معني كرده‌اند أَهَلَّ تَكَلَّمَ بِهِ وَاسْتَهْلَلْنَا وَأَهْلَلْنَا الْهِلالَ كُلُّهُ مِنَ الظُّهُورِ وَاسْتَهَلَّ الْمَطَرُ خَرَجَ مِنَ السَّحَابِ ( وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللهِ بِهِ ) وَهُوَ مِنِ اسْتِهْلالِ الصَّبِيِّ. بخاري: ج1 ص210

 

ترجمه: معني اهل «به آن صحبت كرد» مي‌شود. وَاسْتَهْلَلْنَا وَأَهْلَلْنَا الْهِلالَ همه بمعني ظاهر شدن «ماه» مي‌شود و معني اسْتَهَلَّ الْمَطَرُ «از ابر بيرون آمد» و نيز وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللهِ بِهِ «از آواز بچه گرفته شده است.

 

حضرت شاه عبدالعزيز رحمة الله عليه مي‌نويسد: «بلكه اهلال در لغت عرب بمعناي آوازه و شهرت كردن است». تفسير عزيزي: ج  ص  

 


بحث كلمه لغيرالله

غيرالله هر ماسوي الله تعالى را شامل است خواه نبي باشد يا ولي، بتي باشد يا جن يا ملكي، پس ما اهل لغيرالله حرام است و مذبوحه اهل كتاب حلال است البته آن مذبوحه‌اي كه حلال گوشت باشد. چنانچه قرآن مي‌فرمايد:

 

مأخذ: و طَعامُ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ . المائده / 5

 

ترجمه: و طعام اهل كتاب حلال است براي شما و طعام شما حلال است براي آنان.

 

سؤال اينجاست كه اگر اهل كتاب باسم المسيح يا باسم العزير گفته ذبح كنند حلال است يا خير؟

جواب: صحابه كرام رحمة الله عليه و ائمه اربعه رحمهم الله مي‌فرمايند اگر يهودي و نصراني بنام الله تعالى ذبح كنند مذبوحه آنها حلال است وگرنه حرام است از بعض تابعين نقل شده است كه باسم العزير گفته حلال است اما قول تابعي در مقابل تفسير صحابه حجت نيست.

حضرت شاه عبدالعزيز رحمة الله عليه مي‌نويسد: مراد از غيرالله عام است خواه بتي باشد يا روح خبيثي، خواه مصلايي باشد يا مكاني ديگر، خواه پيغمبري باشد خواه پيري، همگي را شامل است. 

 

علامه اندلسي رحمة الله عليه مي‌نويسد:«لم يفرق الآيه بين تسمية المسيح وتسمية غيرالله تعالي». البحر المحيط: ج  ص 

 

ترجمه: در آيه بين نام بردن حضرت مسيح و نام بردن غيرالله ]هنگام ذبح[ هيچ فرقي نيامده است.

 

از "ما اهل لغيرالله" مراد چيست؟

از "ما اهل لغيرالله" مراد اين است هر آن چيزي كه ماتحت عقيده شركي نامزد كرده شود براي غيرالله، تا زمانيكه عقيده‌ي او درست نشود حلال نمي‌شود خواه حيواني باشد يا غير حيواني.

مأخذ: إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزيرِ و ما أُهِلَّ بِه لِغَيْرِ اللهِ . البقرة / 173

 

ترجمه: او بر شما حرام كرده است حيوان مرده و خون و گوشت خوك و حيواني كه نامزد گردد براي غير خدا.

 

سؤال: مفسرين ما اهل را بمعناي ما ذبح باسم غيرالله كرده‌اند پس معلوم شد اگر چه بنام غيرالله نذر و نامزد شده است اما هنگام ذبح وقتي بر او نام الله تعالى گرفته شود حلال مي‌شود؟

جواب: عبارت فقهاء را بايد ديد كه آنها "ما اهل" را چه معني مي‌كنند.

 

علامه شامي رحمة الله عليه در ردالمحتار علي الدرالمختار مي‌نويسد: «لو ذبح لقدوم الامير و نحوه كواحد من العظماء يحرم و لو ذكر اسم الله عليه لأنه أهل به لغيرالله و لو ذبح للضيف يحل». رد المحتار علي الدرالمختار: ج... ص 523

 

 

ترجمه: اگر بخاطر آمدن امير و مانند آن يكي از بزرگان، حيواني ذبح شود حرام است اگر چه نام الله بر او گرفته شود زيرا كه اين از جمله ما أُهِلَّ بِه لِغَيْرِ اللهِ شمرده مي‌شود اما اگر براي مهماني ذبح شود حلال است.

 

در زمان حضرت علي رضي الله عنه ابوالفرزدق و بني ويل دو شاعر بودند آنها با هم مقابله كردند كه كدام يك سخاوتمندتر است هر يكي صد شتر ذبح كردند مردم خبر شدند از دور و دراز با سواريهاي خود براي گرفتن گوشت آمدند در روايت است كه فخرج علي رضي الله عنه علي بغلة رسول الله صلي الله عليه و اله  (حضرت علي رضي الله عنه سوار بر قاطر رسول الله صلي الله عليه و اله خارج شد) و مردم را از خوردن گوشت اين شتران منع كرد.


 

علامه اندلسي رحمة الله عليه مي‌نويسد:«و روي عن عليا رضي الله عنه قال في الإبل التي نحرها غالب ابوالفرزدق انها مما اُهل بها لغيرالله فتركها الناس، راعي عليٌ رضي الله عنه النيته في ذلك، و منع الحسن من أكل جزور ذبحتها إمرأة للعبها، و قال إنها نحرت لصنم، و سئلت عائشة رضي الله عنها عن أكل ما يذبحه الأعاجم لأعيادهم و يهدون للمسلمين فقالت: لا تأكلوه و كلوا من أشجارهم، و الذي يظهر من الآية تحريم ما ذبح لغير الله فيندرج في لفظ غير الله الصنم و المسيح و الفخر و اللعب، و سمي ذلك إهلالاً لأنهم يرفعون أصواتهم باسم المذبوح له عند الذبيحة ». البحرالمحيط: ج1 ص663

 

 

ترجمه: از حضرت علي رضي الله عنه روايت شده است كه در مورد شتراني كه غالب ابولفرزدق ذبح كرده بود گفت: كه آنها از ما أُهِلَّ بِها لِغَيْرِ اللهِ هستند پس مردم خوردن آنها را ترك كردند حضرت علي رضي الله عنه نيت او را در نظر گرفت و حضرت حسن ]غالباً حسن بصري است[ از خوردن گوشت شتراني كه زني براي عروسك خود ذبح كرده بود منع كرد و گفت: آنها براي بت ذبح شده‌اند. از حضرت عايشه رضي الله عنها در مورد خوردن مذبوحه‌ي عجم‌ها ]ايراني‌ها[ كه در عيدهايشان ذبح مي‌كردند و به مسلمانان هديه مي‌كردند سؤال شد وي فرمود: از مذبوحه نخوريد و از ميوه‌هاي آنها بخوريد. آنچه از آيه فهميده مي‌شود تحريم همه‌ آن چيزهاييكه به نيت غيرالله ذبح شوند است. پس در لفظ غير الله بت، مسيح، فخر و عروسك هم داخل‌اند. و آن را به اين خاطر اهلال مي‌گويند زيرا كه آنها هنگام ذبح اسم مذبوح له را با آواز بر زبان جاري مي‌كردند.

 

علامه قرطبي رحمة الله عليه از حسن بصري رحمة الله عليه نقل مي‌كند: «كه يك زني دو عروسك پسر و دختر را با هم ازدواج داد و بر عروسي آنها شتري ذبح كرد از حضرت حسن بصري درباره‌ي گوشت شتر سؤال كردند فرمود حرام است لأنه ذبح علي النصم».

 

علامه نيشابوري رحمة الله عليه مي‌نويسد:«لو أن مسلماً ذبح ذبيحة و قصد بذبحها التقرب لغيرالله صار مرتداًً و ذبيحته ذبيحة مرتد». تفسير نيشابوري: ج2 ص55

 

 

ترجمه: اگر چنانچه مسلماني ذبيحه‌اي را به نيت نزديكي به غيرالله ذبح كند مرتد مي‌شود و ذبيحه‌ي وي ذبيحه‌ي مرتد است.

مولانا عبدالحي رحمة الله عليه فتوى دادند: كه مراد از "ما اهل" حيواني است كه بقصد غيرالله ذبح كرده شود و. مقصد جان گرفتن او براي غيرالله باشد اگر چه بوقت ذبح بسم الله هم خوانده شود.

استفتاء: چه مي‌فرمايند علماي دين درباره‌ي اينكه زيد گوسفندي را بنام شيخ سدو پرورانده و چاق كرده بعد از مدتي بسم الله الله اكبر گفته ذبح مي‌كند آيا اين گوسفند حلال است يا حرام؟ نيز اگر زيد گوسفند را بنام الله تعالى پرورانيده اما بوقت ذبح نام شيخ سدو را گرفته حلال است يا حرام؟

 

حضرت شيخ الهند رحمة الله عليه در جواب مي‌نويسد:

اولاً: اين هر دو صورت در ما اهل لغيرالله داخل‌اند اگرچه بوقت ذبح بسم الله الله اكبر گفته است.

ثانياً: حيواني را كه بنام بت يا جن يا مخلوق ديگري نامزد كرده شود و مقصود تقرب و خشنودي آنها باشد خوردن گوشت آن حيوان حرام است چونكه روح آن حيوان براي غيرالله نامزد كرده شده كه عين شرك است.

سؤال: ملاجيون رحمة الله عليه در تفسير احمدي نوشته است حيواني كه به قبرستان آورده و بر آن بسم الله الله اكبر گفته ذبح كرده شود حلال است «إن البقرة المنذورة حلال طيب» لهذا ثابت شد كه ايشان منذورات غيرالله را حلال فرموده‌اند.

جواب: اين قول ايشان خلاف اجماع است كه به هيچ صورت قابل قبول نيست و نيز خود ايشان در منهيه نوشته است مراد من از اين ايصال ثواب براي ارواح هستند نه نذر براي غيرالله. و بعضي كه حيله مي‌كنند و بر آستانه غيرالله حيوان ذبح مي‌كنند، مي‌گويند كه اينها براي ايصال ثواب به ارواح بزرگان‌اند لذا حرام نيستند.

سؤال: حيواني كه براي مهمان ذبح مي‌شود پس اين هم بايد حرام باشد چون براي غيرالله است؟

جواب: اين براي ضيافت است نه براي تعظيم و قصد اينجا پذيرائي است نه عبادت.

چنانچه علامه آلوسي و شيخ الهند رحمهما‌الله مي‌فرمايند: آنها را امتحان كنيد بگوييد گوسفند ذبح نكنيد بلكه گوشت بخريد و پذيرايي كنيد اگر بلاتأمل قبول كردند پس بگوييد حلال است وگرنه حرام است.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط طالب العلم در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 و ساعت 8:33 |